نويسنده : جلال الدين مدني
بخش دوم
بعد از انقلاب مشروطيت
بعد از انقلاب مشروطيت و تشكيل حكومت ملي در ايران تصور بر اين بود كه دو كشور همسايه از مداخلات خلاف اصول و
ظالمانه خود در امور داخلي ايران دست برميدارند
اما متاسفانه چنين نشد; انگليس به عنوان حامي آزادي و روسيه در قالب حمايت از
استبداد وارد صحنه سياسي ايران شدند
در 9 شهريور 1286 قرارداد تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ را امضا نمودند و در انتخاب
نخست وزير مشروطيت با تمام وقاحت يكي اتابك و ديگري ناصرالملك را در نظر گرفتند. زماني كه مجلس شوراي ملي لايحه
استقراض از روس و انگلستان را رد كرد و مقرر نمود هرگونه قرض هاي بايد از داخل كشور به عمل آيد
روسها به وسيله شاه و عمال
خود (هارتويك و كلنل لياخوف ) مجلس را به توپ بستند. هنگاميكه مردم سراسر كشور براي بازگرداندن مشروطيت قيام كردند
روسيه
به بهانه حفظ جان اتباع خود و درواقع براي از بين بردن آزاديخواهان ارتش خود را به آذربايجان وارد نمود. سه هزار نفر قواي روسيه به
فرماندهي ژنرال زنارسكي از رود ارس عبور كردند و شهرهاي عمده آذربايجان را يكي پس از ديگري اشغال و غارت نمودند. زمامداران
لندن كه با حضور قواي روسيه در ايران منافع خود را در خطر مي ديدند
كشتي هاي جنگي خود را به آبهاي ساحلي ايران آوردند. در
زماني كه قيام آزاديخواهان وسعت يافت و آنها در مقام فتح تهران بودند
روسيه و انگلستان بازهم به توافق رسيدند كه محمدعليشاه را در
مقام سلطنت حفظ كنند و او هم اجازه دهد مجلس شورا مجددا شروع به كار كند
اما پيشوايان آزادي آن روز به اين توافق دل نبستند.
مجاهدين تهران را با نيروي سنگين تصرف كردند و شاه به سفارت روس در زرگنده پناهنده شد و خود را تحت حمايت دو دولت روس
و انگليس قرار داد. روسها كه هنوز براي بازگرداندن محمدعليشاه تلاش مي كردند دولت ورشكسته و ضعيف ايران را به امضاي معاهده اي
وادار كردند كه به موجب آن سالي شانزده هزار ليره به شاه مخلوع پناهنده به روسيه بپردازند. با امضاي اين موافقتنامه قواي روسيه حاضر
شدند از حومه تهران عقب نشيني كنند. محمدعليشاه را از طريق انزلي به باكو بردند. در باكو نماينده مخصوص تزار
نيكلاي دوم
از شاه
مخلوعي كه مطيع آنها شده بود استقبال كرد و با اقدامات مخصوص سلطنتي او را به اقامتگاهش
بندر اودسا
بردند.
در سال 1289 نيكلاي دوم يك مسافرت رسمي به آلمان داشت تا در مسائلي نظر اين دولت را به خود جلب نمايد . يكي از مسائل
مورد مذاكره نيكلاي دوم با قيصر ويلهلم دوم
امپراتور آلمان
مساله ايران بود . قرارداد پتسدام در 28 مرداد 1290 بين دو امپراتور امضا
شد كه به موجب آن دولت آلمان حقوق روسيه را بر ايالات شمالي ايران طبق قرارداد 1907 به رسميت شناخت
در عوض دولت
روسيه متعهد گرديد امتياز راه آهن خانقين تا خرمشهر را براي آلمانيها بگيرد تا آنها بتوانند راه آهن برلن اسلامبول بغداد را كه در دست
ساخت بود به خليج فارس متصل سازند. ضمنا مقرر شد چنانچه روسيه نتواند در ظرف دو سال ساختمان راه آهن خانقين تهران را براي
تكميل خط بغداد تهران شروع كند
آلمانيها اجازه داشته باشند براي گرفتن اين امتياز هم اقدام كنند. ملاحظه مي شود كه دولتهاي بزرگ
چگونه به خاطر منافع خود كشورهاي كوچك و ملتها را فدا مي كردند. درحاليكه ملت ايران از آلمان انتظار ياري داشت
سياست اين
دولت با يك مذاكره با قدرت روسيه چرخش پيدا كرد.
خبر امضاي قرارداد پتسدام انگلستان را دچار وحشت و نگراني سخت نمود
از اينرو همراه فرانسه رسما در همين مورد به روسيه
اعتراض كرد و مدعي شد كه توافق پتسدام اتفاق مثلث (روسيه انگليس فرانسه ) را به خطر انداخته است . به واقع هم همينطور بود;
اتفاقي كه سه دولت داشتند و در مقابل آلمان بود ديگر نمي توانست كارايي داشته باشد. ولي روسها با پشتگرمي آلمان سياست
تجاوزكارانه تري را در آسيا و مخصوصا ايران در پيش گرفت . طرح روسيه بازگرداندن محمدعليشاه
تعطيلي مشروطيت و تسلط نيروي
قزاق براي حفظ منافع خود بود.
روابط دو كشور طي جنگ جهاني اول
در 12 مرداد 1293 جنگ جهاني اول
كه از سالها مقدمات آن فراهم شده بود
بين دول متفق (انگلستان
فرانسه و روسيه ) از يك طرف و
دول متحد اروپاي مركزي (آلمان اتريش ) شروع گرديد. به تدريج دولتهاي بلژيك
صربستان
روماني
ژاپن
ايالات متحده آمريكا
يونان
ايتاليا
پرتغال و چند كشور ديگر به اتفاق مثلث پيوستند و در مقابل دول عثماني و بلغارستان هم در صف متحدين آلمان قرار
گرفتند. بهانه شروع جنگ قتل وليعهد اتريش به دست يك ميهن پرست صرب بود
اما علت اصلي تضاد منافع استعماري دول اروپا
به
ويژه نگراني از پيشرفت هاي نظامي آلمان و اتريش و نقشه هايي كه آنها براي دست اندازي به مستعمرات فرانسه و انگليس داشتند
بود. به
محض آغاز جنگ
دولت ايران بيطرفي خود را اعلام نمود . هنگاميكه در 10 آبان 1293 دوره سوم مجلس شوراي ملي افتتاح شد
مستوفي الممالك كه به طرفداري از سياست بيطرفي مشهور بود به نخست وزيري منصوب گرديد. در مجلس سوم دو حزب در مقابل هم
صف آرايي كردند; حزب دموكرات و حزب اعتداليون . دموكراتها عقيده داشتند ايران بايد مثل عثماني به طرفداري از آلمان وارد جنگ
شود و با پشتيباني آنان خود را از قيد نفوذ روسيه و انگلستان آزاد سازد
اما اعتداليون معتقد بودند با توجه به اينكه خاك كشور تحت
اشغال قواي انگليس و روسيه است
ايران قدرتي براي مقابله ندارد و مصلحت ايجاب مي كند سياست بيطرفي اتخاذ كند.
با وجود اينكه مجلس و دولت مستوفي در حفظ بيطرفي تلاش نمودند
سرزمين ايران صحنه منازعه و جنگ نيروهاي متخاصم
روسيه
عثماني و انگليس گرديد. در ابتداي جنگ شيخ الاسلام عثماني
كه رياست روحانيت عثماني را در دست داشت
فتواي جهاد بر
ضد انگلستان
فرانسه و روسيه را صادر كرد و درواقع كشور عثماني را در كنار آلمان وارد جنگ ساخت . اما ايران همچنان خواهان
بيطرفي بود. علما و مجتهدان شيعه در شهرهاي عراق فتواي جهاد را تاييد كردند (عراق در آن تاريخ جزئي از كشور عثماني بود) و از
دولت ايران هم خواستند كه در كنار عثماني مسلمان در جنگ شركت نمايد
اما دولت ايران ورود به جنگ را استقبال از خطر ميدانست ;
به ويژه به دليل اينكه قواي روسيه وارد ايران شده بودند.
با شروع جنگ جهاني اول
حدود هشتهزار سرباز روسي بهمنظور حفظ جان و مال اتباع روسيه در چهار مرحله وارد ايران شدند. به
علاوه نگهبانان سفارت و كنسولگري هاي روسيه در ايران كه خود نيروي در خور توجهي بودند دولت عثماني را نگران كرده بودند. به
همين جهت عثماني كه متحد آلمان بود در 9 مهر 1293 نيرويي مركب از شش هزار سرباز و توپخانه و سواره نظام وارد ايران ساخت و
ناحيه قطور و مهاباد را تصرف كرد تا راههاي غرب ايران را كه جنبه استراتژيك داشت در مقابل روسها در اختيار داشته باشد1. اين كشور
طي يادداشتي به ايران اعلام كرد تا زماني كه روسيه از ايران خارج نشود
آذربايجان را تصرف خواهد كرد. دولت ايران از انگليس و روسيه
تقاضا كرد بيطرفي ايران را محترم بدانند و قواي خود را از ايران خارج كنند
اما دو دولت به اين تقاضا توجه نكردند
بلكه بر قواي خود
افزودند. بدين ترتيب بين قواي عثماني و روسيه در بخشي از ايران جنگ درگرفت و تلفات سنگيني بر هر دو طرف وارد گشت . انگليس
هم به منظور محافظت از آن بخش مناطق نفت خيز ايران كه مربوط به خود ميدانست
قوايي از هند وارد خوزستان كرد. عثماني ها قوايي
حدود دوازده هزار نفر به خوزستان فرستادند و لوله هاي نفت را منفجر كردند. انگلستان در موقعيت بدي قرار گرفت و نگران اين بود كه
قواي عثماني به افغانستان برود و با كمك افسران آلماني كنترل آن منطقه را به دست گيرند و هند را در معرض خطر حمله قرار دهند; به
ويژه كه شورش هايي عليه انگليس در هند انجام شده بود. ازاينرو اين دولت قواي نظامي سنگيني را وارد ايران ساخت ; يك لشكر را
مامور اين نمود كه قواي عثماني را از خوزستان اخراج نمايد تا لوله هاي نفت پس از تعمير محفوظ بماند
و يك لشكر را به خراسان و
بلوچستان فرستاد تا از عبور آلماني ها و ترك هاي عثماني به هند جلوگيري نمايند. با وجود اين وقتي كه قسمت عمده نيروهاي انگليس
در فروردين 1295 در كوت العماره عراق از قواي عثماني شكست خورد
ضربه شديدي به حيثيت و آبروي اين دولت وارد
گرديد.
مردم ايران با آلمانيها احساسات موافق داشتند. آنها از دولت عثماني مسلمان راضي نبودند
ولي آلمانيها را دوست خود
مي پنداشتند. مردم ايران اميدوار بودند كه از فرصت پيش آمده استفاده نمايند و از شر مداخلات دو همسايه زورگو و متجاوز نجات پيدا
كنند. اين در حالي بود كه دولت ميخواست به هر قيمتي كه شده است بيطرفي خود را حفظ كند و احساسات مردم را
كه به آلمان متمايل
بودند
مخفي نگاه دارد
اما حفظ بيطرفي محتاج وجود ارتشي منظم بود و حالآنكه در آن هنگام ايران فقط هفت هزار نيروي ژاندارم
داشت كه تحت نظارت افسران سوئدي بودند و هشتهزار بريگاد قزاق تحت فرماندهي افسران روسي
نيروي هوايي و دريايي هم اصلا
وجود نداشت . ايران با اين قشون محدود و نامنظم آن هم در اختيار افسران خارجي نمي توانست از ورود قواي بيگانه به كشور جلوگيري
كند2.
بلافاصله پس از شروع جنگ تبليغات گسترده آلمانيها در ايران عليه روس و انگليس شدت يافت . آنها احساسات دوستانه مردم را به
نفع خود به خوبي تشخيص داده بودند
در واقع هدف اصلي آنها در ايران اين بود كه حس كينه و عداوت مردم را عليه انگليس و روسيه
شدت بخشند و بدين طريق ايران را به جنگ عليه آنها وارد سازند و شريان امپراتوري انگلستان را قطع كنند. آلمانها مي خواستند در
مرحله اول عشاير و ايلات ايران را مسلح نمايند و در سراسر كشور عليه روس و انگليس به جنگ وادار سازند و شورش و انقلاب به
وجود آورند و در مرحله بعد قواي آن دو كشور را از ايران فراري دهند و بالاخره دولت ايران را مثل عثماني همراه و هم پيمان خود سازند.
) وزير مختار آلمان
به اتفاق كنت لگوتتي
وزيرمختار اتريش
و HeinrichVonReuss (در ارديبهشت 1294 هاينريش فن رويس
عدهاي افسر و مبالغ زيادي پول و طلا از اروپا به ايران وارد شدند. آنها با پخش سخاوتمندانه پولها توانستند در ميان عشاير نفوذ در خور
توجهي پيدا نمايند. در فاصله كوتاهي واسموس
كنسول آلمان
در بوشهر توانست عشاير تنگستان و قشقايي را با خود همراه كند و با
كمك ژاندارمري فارس ضربات شديدي به قواي انگليس و سربازان هندي وارد سازد . در خرداد 1294 واسموس توانست شيراز را
تصرف كند و تمامي اتباع انگليس از جمله اوكانور
كنسول انگليس در شيراز
و تعدادي از طرفداران آنها را دستگير نمايد و تقريبا سراسر
فارس را تحت نفوذ خود درآورد. در اصفهان هم قواي ژاندارمري شهر را تصرف كردند و كاور
كنسوليار روسيه
را به قتل رساندند و
گراهام
كنسول انگليس
را زخمي كردند و تمام . اتباع روس
انگليس و هند را از اصفهان اخراج نمودند. در نتيجه اين اقدامات فناتر و
مارلينگ
وزراي مختار روسيه و انگليس
دولت مستوفي الممالك را تحت فشار قرار دادند. در همين سال ژنرال باراتف
فرمانده قواي
روسيه
براي پاياندادن به فعاليت هاي آلمان در ايران به سوي تهران روانه شد و قزاقهاي روسي تا كرج پيش آمدند. در اين زمان آلمان
مستوفي را تشويق ميكرد كه قبل از اشغال تهران به وسيله روسها دولت را به اصفهان مهاجرت دهد. جمعي از رهبران حزب دموكرات به
اتفاق پرنس رويس و كنت لگوتتي به قم عزيمت نمودند اما سفراي انگليس و روسيه به احمدشاه كه مهياي مهاجرت به اصفهان بود
اخطار كردند كه در صورت ترك پايتخت تخت و تاج خود را از دست ميدهد. احمدشاه تصميم گرفت در تهران بماند
مستوفي كه اصرار
بر بيطرفي داشت مجبور شد از نخست وزيري كناره گيري كند و شاهزاده عبدالحسين ميرزا فرمانفرما كه مورد قبول متفقين بود مامور
تشكيل كابينه شد و فورا موافقتنام هاي با وزراي مختار دو كشور روس و انگليس امضا كرد كه بر طبق آن دولت ايران ملزم به قبول اين
بود كه تعداد قواي قزاق در كشور تا يك لشكر يازده هزار نفري افزايش يابد
ژاندارمري كه معروف به طرفداري از آلمان است منحل گردد
و در عوض انگليس نيرويي در حدود هشت هزار نفر از داوطلبان ايراني تاسيس نمايد كه تحت نظر افسران انگليسي باشند. در مقابل دو
دولت همسايه تعهد كردند ماهي دويست هزار تومان كمك كنند كه اين نيروها نگهداري شوند.
از اين تاريخ دولت ايران به صورت طرفدار متفقين درآمد
اما جمعي از رجال ايراني طرفدار آلمان از تهران مهاجرت كردند و در قم
كميته دفاع ملي تشكيل دادند . در آذر 1294 قواي روسيه به نيروي مهاجران حمله كردند و آنها را در جاده قم ساوه شكست دادند . در اين
تاريخ موافقتنامه اي بين روس و انگليس امضا شد و منطقه بيطرف مركزي ايران به منطقه تحت نفوذ انگليس اضافه گشت . مهاجران
طرفدار آلمان به سمت كرمانشاه عقب نشيني كردند و در آن شهر
كه در تصرف قواي عثماني بود
دولت موقت ملي را به رياست
نظام السلطنه مافي تشكيل دادند و با كمك افسران آلماني قشوني چهارهزار نفري از عشاير و مجاهدان بغداد جمع آوري نمودند.
قراردادي بين نظام السلطنه و مارشال فندر گولنز
فرمانده قواي آلمان در خاورميانه
منعقد گرديد. بدين ترتيب مارشال آلماني از قواي
دولت ملي ديدار نمود و افسران آلماني به تعليم نظامي آنها اقدام كردند.
دولت مركزي فرمانفرما بيش از چهار ماه دوام پيدا نكرد و سپهدار اعظم
كه مطيع انگليسي ها و روسها بود
به جاي او قرار گرفت . او
هم بيش از شش ماه دوام نياورد و پس از او وثوق الدوله مسئول تشكيل كابينه گرديد. دولت مركزي و قواي متفقين سعي داشتند عناصر
آلماني و طرفداران آنها را شناسايي و سركوب نمايند. پليس جنوب به شدت هواخواهان آلمان را نابود مي كرد
البته عثماني ها هم كه
مورد حمايت مردم بودند شكست هاي متعددي به قواي روسيه و انگليس وارد ساختند . در سال 1296 كه انگليس و روسيه در جبهه ها
به پيروزي هايي دست يافته بودند ناگهان خبر استعفاي نيكلاي دوم
تزار روسيه
به گوش رسيد كه از اضمحلال امپراتوري روسيه خبر
ميداد و برق اميدي براي ملت ايران بود كه ظلم و ستم فراوان از روسيه ديده بودند . در خرداد 1296 وثوق الدوله استعفا كرد و
علاالسلطنه
سياستمدار معتدل طرفدار غرب
نخست وزير شد . دولت انقلابي روسيه در فروردين 1297 در برست ليتوفسك قرارداد
صلح جداگانه با آلمان امضا كرد و قيصر ويلهلم دوم طي تلگراف تبريكي قرارداد صلح را به اطلاع احمدشاه رساند.3
در كليت جنگ
درنهايت شكست با دول محور بود; دولت عثماني تسليم انگليسي ها شد
در آلمان شورش هايي به وقوع پيوست و
مردم آن كشور از ادامه جنگ امتناع كردند. قيصر ويلهلم دوم مجبور شد استعفا كند
و به هلند پناهنده گرديد و حكومت جديدي كه در
آلمان روي كار آمد اعلام جمهوري نمود و ترك مخاصمه را خواستار شد.
بالاخره در 20 آبان 1297 بدون اينكه شكستي به ارتش آلمان در جبهه هاي جنگ وارد شده باشد پيمان متاركه جنگ امضا شد و
جنگ چهارساله كه بيش از ده ميليون نفر تلفات داشت با پيروزي متفقين خاتمه يافت
اما در ايران تا سال 1300 عمليات جنگي به
صور مختلف ادامه يافت .
پي نوشتها :
1 ـ در آلمان بر سر چگونگي اقدام در ايران بين وزارت امورخارجه و ستاد ارتش دوگانگي وجود داشت . وزارت خارجه ميخواست از
طريق سياسي مقامات ايران را به نقض بيطرفي و ورود به جنگ به نفع آلمان تشويق كند
اما ستاد ارتش آلمان
كه با ورود عدهاي از
ديپلماتها تقويت گرديده و سياسي شده بود
تمايل داشت راسا اقدام كند; به اين ترتيب كه با فرستادن وابسته نظامي و هيات اعزامي به
ايران
ايلات و عشاير را بسيج نمايد و از نيروي آنها عليه انگليس و روسيه استفاده كند. براي اين منظور دو آلماني
به نامهاي هاينريش
رويس
وزيرمختار
و گرافكئورك كانتيز
وابسته نظامي سفارت
وارد عمل شدند. رويس كه چند سال در ايران خدمت ميكرد به آلمان
بازگشت . وزيرمختار آلمان در هر سه قضيه مهاجرت به شهر قم
تشكيل كميته دفاع ملي و تاسيس حكومت موقت در كرمانشاه به
رياست نظام السلطنه مافي
كه مدرس همه در آن حضور داشت
تشويق كننده بود. رويس در نزد حكومت موقت نقش نماينده سياسي
آلمان را پيدا كرد
اما در 22 آذر 1294 از سوي وزارت خارجه آلمان به برلن احضار شد و فيليپ واسل به عنوان كاردار جانشين وي
گرديد . واسل تا 30 تير 1295 در سفارت آلمان در كرمانشاه نزد حكومت موقت خدمت كرد . اما با اشغال كرمانشاه توسط قواي روس و
سقوط حكومت موقت نظام السلطنه مافي حضور آلمان هم در ايران پايان يافت .
2 ـ در حاليكه اين حوادث يكي بعد از ديگري در شمال غرب و جنوب كشور بيطرفي ايران را نقض ميكرد
وزارت امورخارجه ايران
مراسله متحدالمالي را به انضمام هيجده فقره سواد گزارشهاي كارگزاري هاي آذربايجان و كردستان
مبني بر رعايت نكردن بيطرفي ايران
توسط نيروهاي متخاصم
براي نه سفارتخانه مقيم تهران و سفارتخانه هاي ايران در لاهه
لندن
و بلژيك فرستاد كه رئوس نكات اين
متحدالمال بدين قرار بود.
از ابتداي جنگ در اروپا برخلاف مقام بيطرفي دولت عليه ايران در بعضي از نقاط مامورين و اتباع روس بر ضد آلماني ها و اتريشي ها
نائره احساسات خصمانه بروز داده ... مستقيما اقداماتي نمودند كه خلاصه آن را ذيلا اطلاع مي دهم : 1 ـ تعرض به مسيو فونهنديك
نايب
سفارت آلمان در بانك استقراضي شعبه همدان توسط يك نفر ارمني ; 2 ـ تعرض دو نفر از اتباع روس به موسيو ليتن
قنسول آلمان در
تبريز; 3 ـ اعلام جنرال قنسول روس در تبريز به قنسول آلمان كه اتباع آلماني و اتريشي به علت خطرات جاني بهتر است از آذربايجان
خارج شوند; 4 ـ در مشهد سالدات روس به حجره تاجر آلماني وارد و مشاراليه را زخم زده اند ... كه دو روز بعد وفات نمود; 5 ـ تصرف
شهبندري عثماني در تبريز و دستگيري شهبندري و نايب او
همينطور توقيف متصدي امور قونسولگري اتريش كه آنها را به تفليس
فرستادهاند و برخي از اتباع آلمان و اتريش را به تهران اعزام نموده اند. » (اسناد بايگاني وزارت خارجه . در اين زمان به علت توسعه
درگيري هاي
آلماني ها مصمم شدند در وسعت بخشيدن به اقدامات خود عليه متفقين
به ويژه بريتانيا
گروه هايي را براي برانگيختن
اهالي مشرق ايران به افغانستان و هندوستان اعزام نمايند. همچنين درصدد برآمدند ايلات و عشاير جنوب ايران نظير دشتي ها
تنگستاني ها
دالكي ها
برازجاني ها و چاهكوتاهي و احمدي را عليه انگليسي ها بشورانند. آنها براي اين منظور و تقويت .
جناح طرفدار آلمان
روابط خود را با دموكراتها و مليون ايران تقويت كردند و قصد داشتند با اين نفوذ دولت ايران را عليه روس و انگليس
به جنگ وارد كنند. گفته ميشد تجاوزات عثماني در غرب همراه با موافقت ايرانيان و مخصوصا روحانيان در عراق عرب رابطه مستقيمي
با اقدامات جدي اتباع آلماني در ايران داشته است . در اين زمان تحولات پيدرپي كابينه هاي ايران نيز بر ثبات نداشتن اوضاع داخلي
مي افزود. با فتوحات آلمان و ازميان رفتن صربستان
راه برلن اسلامبول به شرق كه مورد توجه آلماني ها بود باز شد (راه برلين بغداد و
خليج فارس ) و اقدامات آلماني ها عليه روس و انگليس وسعت يافت . كميته دموكرات ايراني برلن
به رياست سيدحسن تقيزاده
با
آلمانيها به توافق هايي رسيد. شايعاتي وجود داشت كه ايران و آلمان قرارداد مخفيانه امضا كرده اند. تسلط يافتن آلمانيها بر راه خانقين با
همكاري نيروهاي ژاندارمري و افسران سوئدي بسيج نيروهاي متفقين و اعزام آنها به ايران را باعث شد. در همين اوضاع و احوال كميته
مبارزه در راه اسلام پرنس رويس
وزيرمختار آلمان
هم به جايي نرسيد
3 ـ قرارداد صلح جداگانه روسيه با آلمان در اوضاع آن روز ايران تاثير آني داشت ; مخصوصا در ماده 10 آن گنجانده شده بود كه قواي
خارجي بايد فورا از ايران خارج گردند. نمايندگان تام الاختيار آلمان توانستند نظريات خود را در قرارداد برست ليتوسك به نمايندگان
روسيه انقلابي بقبولانند . قرارداد متاركه در كنگره شوراهاي روسيه با 784 راي موافق در مقابل 261 راي مخالف تصويب شد . در آن روز
ماده 10 براي ايران مژده حيات بخشي بود و استقلال ايران اشغال شده را تضمين ميكرد . در ماده 10 آمده بود : « فرماندهان كل قشون
عثماني و روس آزادي و استقلال و تماميت ارضي ايران را مبنا قرار داده حاضرند قشون خود را از ايران بيرون ببرند. فرماندهان مذكور
هرچه زودتر با دولت ايران وارد مذاكره مي شوند كه جزئيات امر تخليه را تصفيه و ساير اموري را كه براي انجام اساس مزبور ضرور است
مقرر دارند . » رك : مورخ الدوله سپهر
ايران در جنگ بزرگ 1297 ــ1293
ص 473
منبع : ماهنامه زمانه
شماره 60
مردم ايران با آلماني ها احساسات موافق داشتند. آنها از دولت عثماني مسلمان راضي نبودند
ولي آلمانيها را دوست خود
مي پنداشتند. مردم ايران اميدوار بودند كه از فرصت پيش آمده استفاده نمايند و از شر مداخلات دو همسايه زورگو و متجاوز نجات پيدا
كنند. اين در حالي بود كه دولت ميخواست به هر قيمتي كه شده است بيطرفي خود را حفظ كند و احساسات مردم را
كه به آلمان متمايل
بودند
مخفي نگاه دارد
اما حفظ بيطرفي محتاج وجود ارتشي منظم بود
بلافاصله پس از شروع جنگ تبليغات گسترده آلمانيها در ايران عليه روس و انگليس شدت يافت . آنها احساسات دوستانه مردم را به
نفع خود به خوبي تشخيص داده بودند
در واقع هدف اصلي آنها در ايران اين بود كه حس كينه و عداوت مردم را عليه انگليس و روسيه
شدت بخشند و بدين طريق ايران را به جنگ عليه آنها وارد سازند و شريان امپراتوري انگلستان را قطع كنند
آلمانها ميخواستند در مرحله اول عشاير و ايلات ايران را مسلح نمايند و در سراسر كشور عليه روس و انگليس به جنگ وادار سازند و
شورش و انقلاب به وجود آورند و در مرحله بعد قواي آن دو كشور را از ايران فراري دهند و بالاخره دولت ايران را مثل عثماني همراه و
هم پيمان خود سازند

|