روزنامه جمهوري اسلامي 27/01/1387 صفحه جبهه و جنگ

  • ارتش گذشته و آينده
  • رقص جنون به لجه ي خون
  • وصف گل و ماجراي شهيد
  • *****
    ارتش گذشته و آينده




  • بمناسبت 29 فروردين سالروز ارتش جمهوري اسلامي و نيروي زميني
    29 فروردين هر سال به نام ارتش و نيروي زميني نام گذاري گرديده است . كاركنان ارتش در طول واپسين ماههاي پيروزي انقلاب اسلامي با نپذيرفتن روز ميليتاريسم و استبداد مطلقه و عدم تبعيت از فرامين حاكمان وقت نظام مهمترين دين را در راستاي پيروزي انقلاب به ملت ايران ادا نمودند و اثبات نمودند كه سربازي مردم را به سربازي نظام ديكتاتور پيشه ترجيح مي دهند.
    با شكست نظام خودكامه عوامل بحران زاي داخلي و خارجي كه اقتدار ارتش را در تضاد با منافع خود مي ديدند در طي چند ماه پس از انقلاب پروژه انحلال ارتش را مطرح نمودند تا كانون قوت و قدرت نظام نوپاي مردمي را ضمن استحاله منجر به انحلال نمايند كه در نهايت با تدبير بخردانه امام خميني (ره ) ضمن تاييد ارتش و نام گذاري اين روز به نام ارتش و نيروي زميني بار ديگر مهر تاييد و افتخار بر سينه كاركنان زحمت كش ارتش نهاده شد.
    نگرش منصفانه و غيرمغرضانه مويد اين مطلب است كه ارتش به همراه سپاه و بسيج در سركوب آشوب هاي داخلي و ايام با طراوت و قدسي سال هاي دفاع مقدس بار ديگر وفاداري تام خود را به نظام امام و مردم به اثبات رسانده است .
    در اين خصوص ذكر چند نكته ضروري مي باشد :
    1 ـ متاسفانه در مصاحبه با رسانه هاي ديداري و شنيداري كه در سالروز 29 فروردين هر سال انجام مي گردد به كرات توسط افراد خودي و غير خودي تعمدا يا سهوا آگاهانه يا ناآگاهانه مسائل به نحوي طرح ساخته و پرداخته مي شود كه گويا ارتش هر سال با بحران هويت و بحران وجود مواجه است و اين در حالي است كه ارتش حتي در سال 1358 نيز با وجود بحران هويت و بحران وجود توانست با پالايش نيروي ها انساني خود را ترميم نمايد. بنابراين تكرار اين گونه شائبه ها محتمل به فرافكني است .
    2 ـ بحران وجود و هويت از آن كساني است كه فاقد پشتوانه مردمي اند و در ميان توده ملت فاقد كرامت و محبوبيت مي باشند و اين در حالي است كه آحاد كاركنان ارتش در سال 57 با اقدام شجاعانه خود در پيوستن به صفوف مردم وجود و هويت خود را تثبيت نمودند و براي اولين بار در سطح ارتش هاي منطقه به ساختار شكني ميليتاريسم پرداختند و چنين اقدامي بود كه مسبب تسطيح و زمينه سازي حكومت مردم سالاري ديني گرديد و قطعا چنين ارتشي واجد پشتوانه مردمي است و آمارها نيز مويد چنين تحليل آبژكتيوي مي باشد.
    3 ـ 29 فروردين سالروز تسجيل ارتش در نظام اسلامي است و روزي است كه ارتش به فرمان امام ضمن نهادينه شدن مسجل شد و از اين امر به انحا غيرنبايد تبادر به استفاده سو ديالكتيكي شود.
    4 ـ موافقان انحلال و استحاله ارتش غير از قدرتهاي بيگانه بازيگران و صحنه گردانان داخلي بودند كه انحلال ارتش را عامل استيلا و هژموني احزاب خود بر انقلاب و روند تكاملي آن مي دانستند كه در سال هاي بعد از انقلاب اين مقوله با شفاف گرايي ارتش خود را نمايان ساخت .
    5 ـ از منظر برخي تئوريسين هاي سياسي و نظامي عدم مداخله ارتش در سياست نشانه انفعال آن است اين در حاليست كه عدم مداخله ارتش در سياست عينا در تعامل با قانون اساسي و نشانگر و نمود استقلال ذاتي و منحصر به فرد ارتش است با امعان به اين مهم كه عمل به اين اصل از قانون اساسي سرآغاز محبوبيت هر چه بيشتر ارتش در بين عامه مردم مي باشد.
    6 ـ در سال هاي دفاع مقدس محروميت ها و مظلوميت هاي بي شماري بر كاركنان ارتش رفت گر چه در چند فيلم كه سالهاي اخير ساخته شد نقب بسيار كوچكي به آن گشوده شد اما جهت رفع اين محروميتها و مظلوميت ها راهبردهاي بسياري بايد اتخاذ شود كه امور معيشت جهت تامين قوت لايموت و امور فرهنگ جهت رفع نيازهاي فرهنگي رسانه اي و تبليغاتي از پارادايم هاي اصلي آن مي باشد.
    7 ـ در سال نوآوري و شكوفايي به جاست مسئولان و فرماندهان محترم ارتش با فاصله گيري از فرماندهي جزم انديشانه و سنتي گامي به سوي فرماندهي در عصر فراپست مدرن و مديريت اسلامي بردارند تا زمينه رفورم پويايي رزمي و تهييج روحيه هر چه بيشتر در مقابل تهديدات مهيا گردد.
    نعمت اله مصباح كيا

  • *****
    رقص جنون به لجه ي خون


  • تقديم به روح مطهر شهيد سپهبد علي صياد شيرازي و شهيدان گرانقدر ايران اسلامي
    اين لاله ها كه سر به ثريا كشيده اند
    از لاله زار بيشه ي مستي دميده اند
    از تن رها شدند و به سوي حريم قرب
    با بالهاي نور رفعنا پريده اند
    صهباي بي مثال طهور از دو دست يار
    با اشتياق و شور و شعف سركشيده اند
    شوق حضور محضر دلدار وه چه كرد!
    كز جان و مال و عيش و طرب دل بريده اند
    در عاشقي زجمع بلاهاي پيش رو
    رقص جنون به لجه ي خون برگزيده اند
    اين صيدهاي دلشده صياد صد دل اند
    كز داغشان هزار گريبان دريده اند
    اين لاله هاي سرسبد دشت بيدلي
    صدها حماسه حين عروج آفريده اند
    خطي ز عشق از دلشان تا به عرش دوست
    خطي دگر به دشت معلي كشيده اند
    ما رانصيب شبنم چشم و غمي غريب
    آنها جوار رحمت حق آرميده اند
    ما در ميان دخمه ي شبرنگ و تنگ تن
    و آن عاشقان به گلشن رضوان لميده اند
    حامد براي غربت و تنهايي ات بسوز
    تو غرق غفلتي ولي آنها رهيده اند
    حسين بزرگي (حامد)
    فروردين 87

  • *****
    وصف گل و ماجراي شهيد




  • تقديم به امير شهيد علي صياد شيرازي و همه فرماندهان شهيد ارتش اسلام
    گل هديه خالق به مخلوق و ارمغان رازق به مرزوق است . گل نماد جميع زيباييها و آيينه كليه ي خوبيهاست . گل تمثيل رضوان خداي سبحان و نمود هفت سين سفره بهاران است . گل ترجمان طراوت نويد بخش فروردين شيپورچي افول زمستان و پيك خوش الحان طلوع بهار است .
    گل هم رنگ فردوس برين و با عطر بهشت عجين است . گل را بايد لبخند زمين بر آسمان عشق دانست كه اميد و ايثار را به اهل عالم تقديم مي كند. گلهاي بنفش و ارغواني و لاجوردي و نارنجي همه شادي افزا و آرام بخشند. اما گل لاله صفايي ديگر دارد زيرا گل نماد شهيدان و يادمان آزادگان است .
    گل و فروردين دو مولود ماندگار بهارند كه دنيا به عشق آنان زنده و قبراق است . اگر گل از بهار جدا شود ربيع مي ميرد و اگر بهار نباشد عالم سجن آدم مي شود.
    گل مظهر لطافت و نشان ظرافت صانع مقتدر مصنوعات است . اوج عظمت و نهايت مهرباني پديده آورنده جهان هستي را در سيماي شريف و لطيف گل بايد يافت . در عالم گلها جذابيتهاي خيره كننده بسيار هستند.اما برگهاي گل سرخ زينت بخش بوستان گلهاست . به طوري كه غيبت آن نشاط طبيعت را به يغما مي برد و آسمان را دل تنگ خود مي كند. لاله گان سرخ خورشيد آسمان گلزار روزگارند كه فقدان آنها سرزمين ايمان را تاريك و دل تاريخ را مكدر مي كند.
    بهانه عالم و همنواي آفتاب دارباي خورشيد و همدم واقعي ماه گل سرخ است اما گل آفتاب گردان به ناحق اين صفت را به سرقت برده و آن را از آن خود كرده است . همه گلها گل اند اما گل سرخ از همه گل تر و منشا همه گلابهاست . چون كه همرنگ خون است كه چنانچه لحظه اي در شريان آدم جريان نيابد قلب مي ايستد و حيات آدمي زائل مي گردد.
    گل سرخ نماد شهيد است و يادمان آن و واژه شهادت را متجلي مي نمايد.
    آري ! شهيد بسان گل سرخ طبيعت را معطر و چون خون در رگهاي جامعه مي جهد و موتور آزادگي را به حركت وا مي دارد و گل استقلال را به ثمر مي نشاند.
    گر چه موسم گل بهار است و عمر او بسيار كوتاه لكن عطر آن در مشام دلها جاودانه است . ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همه بهانه اند تا باران رحمت صورت زمين را نوازش كند و گلي برويد و طبيعت را متلون نمايد.
    صفاي دائمي گل حيات كوتاه آن را در سايه قرار مي دهد و نسيم روح نواز حضور كم گل غيبت ممتد او را توجيه مي كند. بايد فراموش نكنيم كه عمر كوتاه گل مويد ارزش والاي آن است و كرشمه و ناز بلند اين وجود زيبا مديون عمر كوتاه آن است .
    قرابت گل لاله و شهيد بسيار مناسبت با مسمي است زيرا هر دو عمري كوتاه و عطري بلند دارند.
    آري شهيد عين گل است كه با اينكه چون گل زود مي ميرد اما شميم برخواسته از نام و نشان آن تا قيامت جاويد است .
    شهيد علي صياد شيرازي در فروردين گلها در لابه لاي امواج تقدير به آستان آرام حضرت حق غروب كرد تا جاودانگي طلوع گل ايثار و شهادت را تضمين و داد و ستد گلها و شهيدان را به اثبات رساند. گرچه وجود اين شهيد لاله گون بدست پليدي از تبار يزيديان در ماه گلها پرپر شد و در خوان شيرين پروردگار بي همتا سكني گزيد اما ترنم عصاره اين شهيد جاويد تا هميشه تاريخ درلوح و جان ايرانيان با غيرت زنده و پاينده است .
    به بركت ترنمهاي مستمر اين شهيدان امروز هزاران گل رنگين و مقاوم در گلخانه انقلاب اسلامي ايران جوانه زده و به برگ و بار نشسته و امت اسلامي در سايه سار آنان مي آسايند و به رسم گل جهان را به مهماني خود دعوت مي كند.
    طوفان گل و جوش بهارست ببينيد
    اكنون كه جهان بر سركار است ببينيد
    آفاق پر از جلوه ياراست ببينيد
    اي بي خبران صوت هزار است ببينيد
    آري ! سراي تاريخ از صدر تا به حال و از حال تا آخر الزمان مشحون است از شهيداني كه با صغر سن سبك بال به فضاي ملكوتي شهادت پركشيدند تا شكايت مظلومين را تقديم دا دار كنند و بديسان داد فقيران را از اميران بستانند و فرياد رساي اين شهيدان شاهد تاريخ هم اكنون نيز در اوج ادعاهاي دروغين مدعيان حقوق بشر در افغانستان عراق لبنان و فلسطين به گوش مي رسد.
    امروزه گل وجود انسانيت در بهار خزان گونه دنياي متمدن با داس تيز بي عدالتي فزون خواهان عالم بريده مي شود و علي رغم چشمان منتظر ستمديدگان دريغ از دست مهرباني و افسوس براي مرحم شفابخشي كه مانع مرگ گلها گردد !
    ما شاهديم كه قامت رعنا و لطيف گلهاي محبت و مهرورزي آماج تبرهاي بي رحمي گرديده و در سراي بي كسي و كوچه هاي بي عدالتي دنياي ماشيني قرباني مي گردند و هيچ صداي خيرخواهانه اي از گلوي سردمداران بي انصاف به گوش نمي رسد!!!
    در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند
    به دشت پرملال ما پرنده پر نمي زند
    يكي ز شب گرفتگان چراغ بر نمي كند
    كسي به كوچه سار شب در سحر نمي زند
    نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار
    دريغ كز شبي چنين سپيده سر نمي زند
    گذر گهي است پرستم كه اندر او به غير غم
    يكي صداي آشنا به رهگذر نمي زند
    آري ! به اينجا رسيد كه يكي از بارزترين شباهتهاي شهيدان با انواع گلهاي طبيعت اين است كه اين دو گر چه عمري نسبتا كوتاه دارند اما بركات و ثمرات متداومي دارند و خاطرات عطرافشاني آنان براي هميشه در حافظه تاريخ مي ماند و جامعه براي رويش و خودنمايي گلهاي بهاري اميدوار و منتظر لحظه شماري مي كند.
    امير شهيد علي صياد شيرازي همانند ساير اميران و سرداران شهيد دوران دفاع مقدس گلي از بوستان ارتش اسلام بود كه فروردين عمرش توسط شيادي از تبار ابن ملجم مرادي به خزان تبديل گشت تا فروردين ايثار و شهادت را براي ايران اسلامي ماندگار شود.
    آري ! او بسان گل هفت سين فروردين به خدا سپرد تا صداقت خود و همه امرا و فرماندهان سپاه عشق را يكبار ديگر به رخ تاريخ بكشاند.
    او سرود سبز شهادت را خواند و مورد تكريم فرمانده معظم كل قوا قرار گرفت تا يكبار ديگر رابطه الهي امير و مريد را در كمال صداقت اثبات و مناسبات قلبي علي (ع ) و مالك اشتر را به همه پرچمداران اقتدار و آزادگي گوشزد نمايد.
    گلاب همه گلهاي بهشتي تقديم او باد
    سيد حرمت الله موسوي مقدم