روزنامه جمهوري اسلامي 28/01/1387 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
نقش وقف در امور درماني تاريخ معاصر




  • وقف ميراث جاويدان
    شماره 60 فصلنامه « وقف ميراث جاويدان » با عناوين زير منتشر شده است : وقف و درمان (نگاهي به بيمارستان وقفي آيت الله فيروزآبادي ) فروش موقوفه در فقه اماميه و حقوق ايران بررسي و تحليل مهرهاي بي يادداشت در قباله هاي دارالعلم شيراز امام زاده زيدالنار و موقوفات آن مهر وقف نامه هاي نسخ خطي وقف سنتي پويا در شهر الجزيره بازخواني چهار سند وقفي ايرانيان در عراق تحليل فرهنگ وقف در دوره صفويه نگاهي به واژه وقف در فرهنگ آبادي هاي كشور و تعدادي عناوين ديگر.
    از ميان مقالات اين نشريه مقاله وقف و درمان را كه نوشت نزهت احمدي مي باشد براي بهره گيري خوانندگان درج مي كنيم .
    در تاريخ ايران از گذشته هاي دور شاهد موقوفات بسياري جهت دستگيري از بيماران و ضعيفان هستيم . فرهنگ كمك به هم نوع علاوه بر آن كه توسط آموزه هاي اسلامي به طور مكرر تشويق و توصيه شده است ريشه در فرهنگ سنتي اين مرز و بوم نيز دارد. از اين روي دستگيري از ناتوانان و بيماران از گذشته هاي دور در جامعه ي ما مورد توجه واقفان بوده است و اين مهم كم و بيش به انحا مختلف تحقق يافته است . گاه شاهد ايجاد شفاخانه هاي وقفي هستيم و گاه وقف نامه هايي در اختيار داريم كه واقف با تخصيص اموال كمتر و گاه مختصري در حد بضاعت مالي خود بر اين شفاخانه ها و يا به طور كلي براي مداواي بيماران و امور درماني مانند هزينه پزشك و پرستار تهيه دارو غذا و غيره در اين مهم مشاركت كرده اند.
    ظاهرا معدود وقف نامه هايي از دوره هاي گذشته در دست است كه به طور مستقيم اشاره به اقدام به ساخت شفاخانه كرده اند1. اما همين معدود وقف نامه ها خود سندي بر وجود چنين موقوفاتي هستند كه به لحاظ تاريخي داراي اهميت بسيارند. همچنين به خوبي مي دانيم كه از گذشته در سراسر ايران دارالشفاهايي وقفي احداث شده بود كه مخارج آن با پشتوانه موقوفات تامين مي شد. اشپرلو در اين مورد مي گويد : « براي مراقبت از بيماران از جانب شاهزادگان و وزيران .... بيمارستانهايي وقف مي شد » 2.
    البته علاوه بر اطلاعاتي كه در متون در خصوص دارالشفاها وجود دارد در لابلاي سطور وقف نامه ها نيز مي توان اطلاعات ارزشمندي به دست آورد . به عنوان نمونه امير فضل الله حسيني شهرستاني اصفهاني در وقف نامه بسيار مفصلي كه در سال 963 هـ ق يعني به هنگام فرمانروايي شاه طهماسب صفوي تنظيم نموده است مواردي را براي مصارف و هزينه هاي دارالشفايي كه واقف در محله « درب زوجه » اصفهان در كنار منزل مسكوني خود احداث كرده بود از جمله براي به كار گماردن « يك نفر طبيب حاذق » و نيز هزينه هاي « اغذيه و اشربه و ادويه و باقي مقدمات معالجه » تخصيص داده است 3.
    اين نوع وقف نه تنها در دوره معاصر فراموش نشد بلكه تداوم نيز يافت و به جاي شفاخانه هاي قديم بر مراكز درماني جديد وقف شد. توجه به ميزان بسيار قابل توجه وقف نامه هاي معاصر كه بر مراكز درماني معالجه و درمان بيماران وقف شده اند خود مستندترين دليل بر توجه واقفان به امور درماني است . در واقع بايد توجه داشت كه چنين موقوفاتي كه در جهت تامين نيازهاي ضروري و عمومي جامعه است به نوبه خود سهم بسياري در توسعه و رفاه عمومي جامعه دارد.
    در تاريخ معاصر ايران از زماني كه اولين مراكز درماني به سبك جديد تحت نام مريض خانه شروع به فعاليت كرد تا به امروز علي رغم فراز و نشيب هايي كه در روند و كميت اين نوع موقوفات وجود دارد اما به طور معمول شاهد وجود اينچنين كمك هايي تحت نام موقوفات هستيم . اين كمك ها بنا بر بضاعت افراد و به شيوه هاي مختلف صورت گرفته است و از كمك هاي اتفاقي و گاه ناچيز تا وقف اموال بسيار بر اين مراكز را شامل مي شود4. حتي در اين دوره شاهد وقف جهت مراكز تحقيقات پزشكي نيز هستيم 5.
    همچنين از اواخر دوره قاجار اسناد و مدارك بسياري كه به امور درماني و يا به اصطلاح آن روز « حفظ الصحه » مربوط مي باشد در دست است كه گوياي ميزان توجه مردم يا دست كم اقشار تحصيل كرده يا صاحب نفوذ در جامعه آن روز به مساله سلامت عمومي مردم جامعه آن روز بوده است . خوشبختانه بخشي از اين اسناد به چاپ رسيده اند6.
    ناگفته نماند كه گاه در دوره هايي از تاريخ شاهد روند افزايش نوعي خاص از موقوفات هستيم . در برخي دوره هاي با رشد چشمگير وقف جهت مارس مساجد اماكن مذهبي شيعيان و يا برگزاري مراسم مذهبي و غيره روبرو هستيم . از جمله از اواخر دوره قاجار تا زمان حاضر توجه بسياري به امر وقف جهت خدمات درماني شده است . اين مساله به نوعي نشان دهنده ارزش گذاري هاي اجتماعي بر نوعي خاص از موقوفات و احيانا متاثر از نيازها و ضرورت هاي اجتماعي بوده است .
    گويا در اين دوره به دليل آشنايي با برخي دست آوردهاي تمدني جديد و كارآيي آن در بخش هاي مختلف و از جمله در بخش درمان و پزشكي به مرور علايقي در برخي افراد براي حمايت از سلامت جسم و روان مردم جامعه و به طور كلي ايجاد مراكز درماني به وجود آمد كه نتيجه آن تاسيس مراكز درماني وقفي بود و قابل توجه آن كه ساير افرادي نيز كه توان ساخت يك بيمارستان يا مركز درماني را نداشتند. در حد بضاعت مالي خود بر همان موسسات موجود اموالي را وقف نمودند.
    اين نكته از ديدگاه تاريخ اجتماعي حائز اهميت است و لازم است از سوي محققان مورد برسي دقيق قرار گيرد. به طور كلي اين كه چه عواملي در يكسويه كردن جريان وقف يا افزايش و كاهش برخي موارد وقف تاثير داشته است و چرا برخي موارد از طرف واقفان در دوره هاي خاص مورد توجه يا مورد غفلت قرار گرفته است همه از مواردي است كه ميتواند جهت شناخت بهتر تاريخ اجتماعي هر عصر راه گشا باشد.
    نكته ديگري كه بايد به آن توجه كرد آن است كه با توجه به اين مساله كه امور درماني از سوي واقفان به عنوان يكي از موارد ارزشمند وقف شناخته شده بود و نه تنها گاه بخشي از درآمد موقوفات خود را به آن تخصيص داده اند بلكه در موارد اقدام به ساخت و راه اندازي مراكزي كرده اند كه به اشكال مختلف هدفش درمان بخشي بيماران بوده است . اما اين كه آيا آنان به امر تربيت نيرو براي امور درماني توجه داشته اند يا خير از مواردي است كه دقت بيشتري را طلب مي كند.
    اگر چه آموزش پزشكي و اهميت آن چه در دوران اسلامي و چه پيش از آن كاملا شناخته شده بود و مراكزي نيز در اين خطه جغرافيايي به اين امر شهرت داشتند از جمله مدرسه ي جندي شاپور (گندي شاپور) كه از مدارس عصر ساسانيان بود و در دوران اسلامي نيز تداوم يافت و در آن جا آموزش پزشكي داده مي شد 7 اما متاسفانه هيچ شاهد تاريخي از وقف براي تعليم و آموزش مهارت هاي طبابت يا پزشكي در دوره هاي تاريخي ايران به دست نيامده است و آنچه نيز وجود دارد حمايت از بيماران در اشكال مختلف است . گويا آموزش اين حرفه را به وجدان ملي واگذاشته بودند و هيچ نوع سرمايه گذاري خاصي براي اشاعه آن از سوي واقفان انجام نپذيرفته است . حتي گاه وقف نامه هايي كه از اطبا مشهور آن دوره ها در دست است بر خلاف انتظار گوياي آن است كه واقف كه تمام اموال خود را از راه طبابت به دست آورده نه تنها به تربيت جوانان مشتاق طبابت توجهي ندارد حتي براي درمان بيماران نيز موردي را اختصاص نداده است 8. البته منظور پزشكي به طور خاص و تخصصي آن است نه آن ميزان كه در بيشتر مدارس به طلاب آموزش داده مي شد. اما در اواخر دوره قاجار نه به صورت وقف مالي بلكه به صورت تخصيص اوقاف و تخصيص ها برخي افراد كلاس هايي را به طور رايگان براي آموزش برخي امور پزشكي و گاه بهداشتي براي علاقه مندان به اين امور تشكيل دادند9.
    به نظر مي رسد ذكر اين نكته بي مورد نباشد كه دست كم يكي از دلايل پژوهش در خصوص وقف براي مراكز و سازمان هاي اوقاف سامان دهي به امور اوقافي و نيز افزايش كاربري و كارآيي موقوفات است . از اين روي توجه به نيازهاي جامعه و آشنا ساختن واقفان و خيرانديشان به اولويت هاي اجتماعي مي تواند مثمر ثمر باشد.
    به طور كلي بررسي و پژوهش در مورد وقف راهم مي توان از جنبه بازدهي و كاركرد امروزين آن مورد توجه قرارداد و هم به لحاظ تاريخي و اجتماعي كه هر يك از اين موارد در جاي خود ارزشمند هستند. بنابراين در چنين بررسي هايي گاه با اسناد و مداركي روبرو هستيم كه موارد ذكر شده در آن كلمه به كلمه در دستوركار متوليان قرار دارد و در مقابل اسنادي در دست است كه نه تنها به مفاد آن عمل نمي شود بلكه اصلا موارد وقف شده وجود عيني ندارند و از آن تنها سندي بر روي كاغذ باقي مانده است كه در اين صورت پژوهش تنها به لحاظ تاريخي و اجتماعي ارزشمند است نه به لحاظ سود آوري و كارآيي امروز آن .
    در حال حاضر اسناد بسياري در دست است كه در طول تاريخ براي امور درماني از خريد دارو و غذاي بيماران بي بضاعت گرفته تا پرداخت هزينه هاي شفاخانه ها مريضخانه ها و بيمارستان هايي كه گاه خود اين افراد ساخته و وقف كرده اند. اين موارد تنها مختص دوره اي خاص از تاريخ و يا شهري خاص نمي باشد بلكه كم وبيش به صور مختلف در شهرهاي گوناگون ايران اسنادي به دست مي آيند كه به نوعي بدين مهم پرداخته اند و البته سخن گفتن در مورد همه آنها نه تنها در ظرفيت اين مقاله نيست كه كتاب ها طلب مي كند.
    در اين جا بيمارستان فيروزآبادي به عنوان يك نمونه فعال از چنين موقوفاني مورد نظر قرار گرفت و بر آن شديم تا مختصري در وصف آن بيان نماييم .
    مرحوم سيدرضا فيروزآبادي 10 فرزند سيدهاشم بودكه جد وي از كاشان به قريه فيروزآباد نزديك شهر ري مهاجرت كرده بود . در همان قريه فيروزآباد در سال 1253 شمسي متولد شد و در سال 1344 درگذشت و در مقبره اي در جنب بيمارستان فيروزآبادي به خاك سپرده شد.
    تحصيلات ابتدايي را در همان زادگان خود آغاز كرد و سپس براي ادامه تحصيلات رهسپار تهران شد و در مدرسه آصفيه نزديك مسجد جامع مستقر شد. وي پس از فوت پدر و علي رغم مسئوليت اداره مادر و سه برادر كوچكتر خويش به دليل اشتياق بسياري كه به تحصيل داشت درس و مدرسه را رها نكرد و همچنان به تحصيلات خود ادامه داد. در طي اين مدت پنج روز هفته را در تهران به تحصيل علم مي پرداخت و دو روز ديگر را به فيروزآباد باز مي گشت و علاوه بر رسيدگي به امور زراعي املاك پدري به امور مردم رسيدگي مي كرد.
    با پشتكار و علاقه اي كه به درس خواندن داشت علي رغم مشكلات پيش آمده درس خود را تا حد اجتهاد ادامه داد و از علماي آن دوره اجازه دريافت كرد11.
    وي از همان ابتدا در حد توان خود سعي در انجام امور خير داشت . پس از دوره مشروطيت كم كم وارد سياست نيز شد و در چندين دوره به عنوان نماينده مجلس از شهرري و سپس تهران منتخب شد.12 او با مرحوم مدرس و دكتر مصدق هم دوره بود و با آنان و نيز آيت الله كاشاني روابط نزديكي داشت .
    همان طور كه گفته شد وي چند بار به نمايندگي مجلس رسيد و چنان كه مشهور است و فرزند ايشان نيز در مصاحبه حضوري اين موضوع را تاييد كرد در طي اين مدت حقوقي را كه از طرف دولت به حساب ايشان ريخته شده بود برداشت نكرد كه مبلغي حدود 24 هزار تومان بود و در واقع اين همان سرمايه اوليه اي بود كه با آن اقدام به تاسيس بيمارستان فيروز آبادي در شهرري كرد. ظاهرا در اين كار مرحوم مدرس نيز با او يار بود و مشتركا اقدام به چنين كاري كردند.
    زمين بيمارستان در ابتدا باغي بود در تملك آقاي سپهبدي و از آنجا كه وي در ايران نبود مرحوم فيروز آبادي آن را از وكيل ايشان به مبلغ 4200 تومان خريداري كرد و سي سال بعد زماني كه توانست او را حضورا ملاقات كند به وي گفت : « چون زمين را غيابا از شما خريده ام نمي دانم راضي بوده ايد يا نه » و مرحوم سپهبدي نيز رضايت خود را از اين كه اين زمين به چنين كاري تخصيص يافته ابراز كرد . » 13
    فرزند ايشان نقل مي كند كه يك روز رئيس مجلس 14 او را خواسته و به او تذكر مي دهد كه اگر پولت را برنداري به نفع خزانه دولت ضبط ميشود. وي پاسخ مي دهد ميخواهم با آن بيمارستان بسازم . وقتي رئيس مجلس از عدم كفايت اين پول براي ساخت بيمارستان اظهار شك مي كند وي پاسخ مي دهد : اميدم به خداوند است . و در واقع وي همين گونه هم توانست كه خود را پيش ببرد. بسياري از كساني كه او را مي شناختند و از نزديك با او سرو كار داشتند در اين هنگام تنهايش نگذاشتند و در حد توان با كمك به ساخت بيمارستان يا وقف اموالي بر آن ياريش دادند. از جمله فرزند ايشان از حاج مهدي سلامت ياد مي كند كه آهن مورد نياز بيمارستان را از بلژيك تهيه كرد15.
    در كتاب تاريخ بيمارستانهاي ايران در مورد او چنين آمده است :
    « مرحوم فيروز آبادي بيمارستان مجهزي در شهر ري بنا كرد كه در جاده قديم شهرري كمي بالاتر از امامزاده عبدالله واقع شده است . وي وقتي كه تصميم گرفت اين بيمارستان را بسازد حقوق خود را از مجلس گرفت و صرف بناي آن نمود . فيروز آبادي قبلا باغ 62 هزار متري حرمت الدوله را از بازماندگان او از قرار متري يك قران خريد و در اين زمين شروع به احداث بيمارستان و موسسات وابسته به آن نمود . » 16
    علاقه وي به دستگيري از بيماران و رنجوران به حدي بود كه وي از همان ابتدا جزو بانيان اوليه جمعيت هلال احمر ايران (شير و خورشيد سرخ ايران ) بود و در جلساتي كه شبهاي چهارشنبه اعضاي جمعيت برگزار مي كردند شركت مي نمود. همچنين نامه اي كاملا خصوصي خطاب به دو فرزندش در زماني كه به دليل كمك رساني به مردم بوشهر از تهران دور بود در دست است كه در آن در مورد بيمارستان و بيماران سفارشاتي را به فرزندان خود ميكند از آنجا كه اين نامه بيانگر احساس او نسبت به بيماران است در اينجا عينا آورده مي شود :
    « عزيز گرامم حاج سيد محمد و جعفر
    شما همه وقت به امورات مريضخانه آن چه متعلق به من مي باشد رسيدگي بنماييد. شبها و روزها به مرضاي مريضخانه رسيدگي نماييد. از خدمت مريضخانه كوتاهي نكنيد. هر چه ممكن تان مي شود به مريض ها خدمت نماييد. مريض هايي كه مرخص مي شوند اگر مختصر خرجي راه خواستند بدهيد. در هر صورت خلق خدا را دوست داشته باشيد و آسايش آنها را از خدا بخواهيد. اگر مريضي در مريضخانه دوايش نبود و خودش قدرت تهيه آن را نداشت شما تهيه نماييد كه مريض براي دواي جزئي تلف نشود كه اگر از طرف آقاي يونسي خرجي جزئي جهت مريض هاي مرخص شده حواله شد بدهيد تا من ان شاالله برگردم . در هر صورت از خدمت به مريض ها بلكه مطلق بندگان خدا كوتاهي نكنيد . اميد است خداوند به شما عوض بدهد . به تاريخ 6 شهر ذي قعده الحرام .1360 حاج سيد رضا فيروز آبادي .
    نكته جالب توجه ديگري در مورد اين بيمارستان كه در حال حاضر فعال و به طور مداوم در حل گسترش است توجه و علاقه افراد مختلفي است كه بر آن وقف كرده اند و به نوعي تداوم آن را بيمه نموده اند. برخي از آنها از رجل سياسي يا اقتصادي بودند كه به هر حال به مسائل سياسي زمان خود نيز بي علاقه نبودند و بنا به دلايل مختلف كه شايد مهمترين آن اعتماد به شخص فيروز آبادي و اهداف او باشد وقف كرده اند.
    بنابر برخي اظهارات كه در كتب مختلف به ويژه خاطرات افراد نوشته شده است گويا اين مريضخانه مكاني براي تجمع و همفكري اين افراد نيز بوده است . از جمله اشارات بسياري در كتاب خاطرات مرحوم سيد محمد كمره اي 17 است كه به طور مرتب اشاره به حضور در بيمارستان فيروز آبادي دارد. شايد همين رفت و آمدهاي مكرر وي باعث شده باشد كه بعدا دخترش به نام بتول كمره اي در سال 1343 شمسي رقباتي را بر بيمارستان وقف كرده است .
    با توجه به وقف نامه هاي متعددي كه بر بيمارستان (مريضخانه ) فيروزآبادي وقف شده اند مي توان چنين استدلال كرد كه محبوبيت بنيانگذار و اعتمادي كه بر او بود باعث شد كه افراد مختلفي از رجال و دولتمران تا تجار و كسبه و نيز تعداد زيادي از بانوان بر اين مجموعه وقف نمايند . اگر از لحاظ كميت حساب كنيم در هيچ مورد ديگري شاهد اين تعداد بانوان واقف نيستيم 18. از 15 وقف نامه اي كه در اين جا ذكر شده است 19 8 مورد توسط زنان وقف شده است كه اين رقم قابل تامل است .
    لازم به ذكر است كه بنابر گفته متولي كنوني اين بيمارستان داراي 44 رقبه وقفي است كه در حال حاضر 29 مورد آن به دلايل مختلف از وقف خارج شده است و 15 مورد ديگر در اختيار متولي مي باشد . همچنين بنابر اظهاراتي كه متولي پيشين اين موقوفه در كتاب « يادنامه آيت الله سيد رضا فيروزآبادي » كرده است اين بيمارستان داراي 2035 مورد وقف بوده كه يك به يك آن در كتاب مذكور ذكر شده است .
    پي نوشت ها
    .1 البته احتمالا بخشي از اين موضوع مي تواند به ضعف منابع و كمبود اسناد برجاي مانده در اين خصوص مربوط شود نه آن كه در واقع چنين موقوفاتي صورت تحقق نيافته است . همان نمونه هاي معدود باقي مانده مي تواند شاهدي بر اين مدعا باشد. اما لازم است در يك بررسي جداگانه به اين پرسش پاسخ داده شود كه بيشتر كدام نوع از موقوفات باقي مانده اند و نسل هاي مختلف از آنها نگهداري كرده اند
    .2 برتولد اشپولر تاريخ ايران در نخستين قرون اسلامي ج 2 ترجمه مريم ميراحمدي تهران انتشارات علمي فرهنگي 1369 ص 11
    .3 محمدعلي خسروي هفت وقفنامه (نمونه هايي از يكصد و هفتاد سال وقفنامه نويسي در دوره صفويه ) تهران بنياد پژوهش و توسعه فرهنگ وقف 1384 صص 36 و.37
    .4 همچنين كمك هاي باعنوان خيريه وجود دارد كه اگر چه در قالب وقف نيست اما عملكرد و اهداف آن چندان متفاوت از وقف نمي باشد و به ويژه در مورد امور درماني مي توان آنها را نيز در زمره وقف به حساب آورد.
    .5 نمونه بارز آن وقف « انستيتو پاستور ايران » است كه در رمضان 1342 قمري مطابق با 1303 1 21 شمسي توسط عبدالحسين فرمانفرما تاسيس و وقف شد.
    .6 محسن روستايي تاريخ طب و طبابت در ايران (از عهد قاجار تا پايان عصر رضاشاه ) 2 مجلد تهران سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي .1382
    .7 برتولد اشپولر تاريخ ايران در نخستين قرون اسلامي ج 2 ترجمه مريم ميراحمدي تهران انتشارات علمي فرهنگي 1369 ص .9 همچنين : احمد تاج بخش تاريخ تمدن و فرهنگ ايران (از اسلام تا صفويه ) ج 1 شيراز نويد .1381
    .8 به عنوان نمونه مي توان به موقوفات حكيم الملك اردستاني و همسرش اشاره كرد كه در دوره صفويه علي رغم كسب اموال بسيار از راه طبابت در هندوستان اقدام به ساخت و تعمير و بازسازي دومدرسه علميه در بازار اصفهان نموده اند.
    .9 براي كسب اطلاعات بيشتر رجوع شود به : محسن روستايي تاريخ طب و طبابت در ايران (از عهد قاجار تا پايان عصر رضاشاه ) 2 مجلد تهران سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي .1382
    .10 براي كسب اطلاعات بيشتر از زندگي و شرح فعاليت هاي اجتماعي و سياسي مرحوم فيروزآبادي رجوع شود به : محمد تركمان يادنامه آيت الله سيدرضا فيروزآبادي تهران انتشارات كوير .1376
    .11 در سال 1375 قمري آيت الله عبدالهادي حسيني شيرازي و در سال 1382 قمري آيت الله موسوي خوئي و چند تن ديگر از علما براي ايشان اجازه صادر كرده اند. اين اجازه نامه ها نزد فرزند ايشان نگهداري مي شود.
    .12 رجوع شود : به محمد تركمان ياد نامه آيت الله سيد رضا فيروزآبادي تهران انتشارات كوير .1376
    .13 مطالب ذكر شده عينا اظهارات آخرين فرزند ايشان كه در حال حاضر متولي موقوفات بيمارستان فيروزآبادي نيز هست مي باشد.
    .14 در كتاب يادنامه آيت الله سيدرضا فيروزآبادي ذكر شده كه فرد اخطار دهنده صندوقدار مجلس ارباب كيخسرو بوده است .
    .15 مطالب ذكر شده بر اساس اظهارات فرزند ايشان آقاي جعفر فيروزآبادي كه در حال حاضر متولي موقوفات فيروزآبادي است مي باشد.
    .16 حسن تاج بخش تاريخ بيمارستانهاي ايران (از آغاز تا عصر حاضر) . تهران پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي 1379 ص .243
    .17 روزنامه خاطرات سيدمحمد كمره اي به كوشش محمدجواد مرادي نيا تهران نشر پژوهش شيرازه .1382
    .18 همان طور كه در ابتدا نيز گفته شد كتابي تحت عنوان : « وقف و گسترش امور درماني در تاريخ معاصر با تكيه بر اسناد وقفي تهران » آماده چاپ است و در آنجا تقريبا اسناد وقفي غالب مراكز درماني تهران بررسي شده است . در آن جا نيز تعداد زنان واقف بر بيمارستان فيروزآبادي به لحاظ كميت بر زناني كه بر ساير مراكز درماني وقف كرده اند به طور محسوسي بيشتر است .
    .19 لازم به ذكر است كه چون در كتاب مذكور تمامي اين اسناد بازخواني شده اند در اين جا از ذكر مجدد آنها خودداري مي شود و تنها به ذكر اسامي و تاريخ وقف كه در جدول آورده شده اكتفا شده است .
    .20 در ميان اسامي نيز كه در كتاب ياد نامه آيت الله سيدرضا فيروزآبادي ذكر شده است نام چند بانوي واقف ديگر نيز ديده مي شود .
    آيت الله فيروزآبادي كه با آيت الله مدرس و آيت الله كاشاني روابط نزديك داشت و چندين دوره نماينده مجلس بود همه حقوق نمايندگي اش را براي ساختن بيمارستان وقفي فيروزآبادي ذخيره كرد و با همين سرمايه اوليه بيمارستاني تاسيس نمود كه اكنون حدود هشت دهه است كه در خدمت بيماران كم بضاعت مي باشد
    آيت الله فيروزآبادي كه از بانيان هلال احمر ايران محسوب مي شود هنگامي كه در مسافرت به سر مي برد به فرزندانش درباره رسيدگي به بيماران بيمارستان فيروزآبادي چنين سفارش كرد : شما همه وقت به امور بيمارستان رسيدگي كنيد. شب ها و روزها به مرضاي مريضخانه رسيدگي نماييد. از خدمت مريضخانه كوتاهي نكنيد. هر قدر ممكن است به مريض ها خدمت نماييد. به مريض هايي كه مرخص مي شوند خرجي راه و سفر بدهيد تا بتوانند به شهر و ديار خود بازگردند و در رنج نيفتند