بسم الله الرحمن الرحيم
با ادامه حضور نظامي آمريكا در عراق و اشغال اين كشور
رازهاي ناگفته اي از خلافكاريهاي « پنتاگون » به صفحات روزنامه هاي
آمريكا درز كرده و دست جناح جنگ افروز نومحافظه كاران
بيش از پيش « رو » شده است .
روزنامه نيويورك تايمز در شماره اخير خود به افشاي ارتباط پنهان پنتاگون با تحليل گران نظامي شبكه هاي تلويزيوني آمريكا
پرداخته است كه نشان مي دهد آنها حقوق بگير « پنتاگون » بوده و از آنجا « خط » گرفته اند. براي مثال ژنرال « مك كفري » و بيش از هفتاد افسر
ارشد بازنشسته ديگر در رسانه هاي آمريكائي فعالند ولي خط فكري آنها دقيقا از پنتاگون و كاخ سفيد هدايت مي شود و همفكري آنها با
نومحافظه كاران تصادفي نيست بلكه حتي رسانه هاي آمريكا هم غافلگير شده اند كه چرا چنين ارتباط نه چندان پنهان را كشف نكرده
بودند. اگرچه ژنرالهاي تحليل گر
با جملات و مواضع بظاهر متفاوتي سخن مي گفتند
ولي روح حاكم برتحليل ها و اهداف مشترك
جمع بنديها
نشانگر حاكميت آشكار پنتاگون و كاخ سفيد بر رسانه هاي آمريكائي بوده و هست !
اگرچه نيويورك تايمز با اين گزارش افشاگرانه اش در واقع به انعكاس رازها و ناگفته هاي نقش رسانه اي پنتاگون مي پردازد ولي به نظر
مي رسد هدف اصلي اين افشاگري اينست كه به هر قيمت ممكن در جهت كسب اعتبار از دست رفته رسانه هاي آمريكائي نزد افكار
عمومي آمريكا تلاش شود و چنين وانمود گردد كه گويا رسانه ها فريب خورده اند و تعهدي در كار نبوده كه خط مشي پنتاگون و كاخ سفيد
را با علم و آگاهي از منابع خبري
دنبال كنند.
به عبارت روشن تر گزارش نيويورك تايمز براي سرپوش گذاشتن بر همكاري بدفرجام 5 ساله اي است كه رسانه هاي آمريكائي با سيا
پنتاگون و كاخ سفيد داشته اند ولي نه تنها موفق به تامين اهداف نومحافظه كاران نشده اند بلكه حتي اعتبار خود را نيز از دست داده اند و از
بي اعتباري نزد افكار عمومي رنج مي برند.
خوبست يكبار ديگر به رئوس اصلي افشاگري نيويورك تايمز بپردازيم تا پيگيري اهداف اين افشاگري
بهتر قابل دستيابي باشد.
ژنرالهاي بازنشسته ظاهرا به انعكاس ديدگاههاي خود درباره جنگ عراق مي پرداخته اند ولي هر آنچه مي گفته اند
در واقع بازگو كردن
ديدگاههاي پنتاگون و كاخ سفيد بوده است .
دولت بوش از زمان وزارت « دونالد رامسفلد » وزير دفاع سابق درصدد تاثيرگذاري و جهت دادن و خط دهي به رسانه ها بوده و سرنخ
تمامي شگردهاي تبليغاتي براي موجه جلوه دادن عملكرد آمريكا در عراق را مستقيما در اختيار داشته است .
پنتاگون بارها اطلاعات محرمانه و طبقه بندي شده را در اختيار ژنرالهاي تحليل گر رسانه هاي گذاشته تا آنها افكار عمومي را در جهت
اهداف كاخ سفيد هدايت كنند و فشار و جهت فكري عمومي را به نفع دولت بوش تغيير دهند.
ژنرالهاي تحليل گر
از منافع مالي جنگ در عراق هم بي بهره نبوده اند و از شركتهاي پيمانكاري آمريكا در عراق هم سهام
حقوق و
« پورسانت » مي گرفته اند.
نه پنتاگون و نه ژنرالهاي تحليل گر
هيچكدام وجود ارتباط ميان پنتاگون و ژنرالها را نفي نكرده اند ولي پنتاگون آنرا « كمك به
شفاف سازي مسائل جنگ » ناميده و ژنرالها با پرروئي گفته اند كه مواضع پنتاگون در ديدگاهشان تاثيري نداشته و گويا مستقل
مي انديشيده اند!
با مروري مجدد بر محورهاي فوق اين سئوال مطرح مي شود كه 5 سال پس از جنگ و اشغال عراق
چه ضرورتي براي طرح اين
مسائل وجود دارد و گزارش نيويورك تايمز درصدد سرپوش گذاشتن بر چه چيزي است اگرچه براي درك ابعاد كامل قضايا و آگاهي از
تمامي مسائل بايستي اندكي تامل كرد ولي تا اين مرحله
موارد زير بنظر مي رسد.
1 ـ نيويورك تايمز با افشاگري خود مايل است چنين وانمود كند كه رسانه هاي آمريكا صادقانه مسائل را مطرح كرده و مي كنند و
ظاهرا هر آنچه گفته مي شود
گويا « تمامي واقعيت ها » در اين مقوله است . نيويورك تايمز تعمدا سعي دارد همدستي و همراهي رسانه هاي
آمريكا با جناح جنگ افروز نومحافظه كاران رابه حساب زرنگي پنتاگون و كاخ سفيد بگذارد و چنين وانمود كند كه گويا مديران رسانه هاي
آمريكا فريب خورده اند. به عبارت بهتر
همدستي تعمدي رسانه هاي آمريكائي با جنايتكاران جنگي را در حد يك « بهره كشي يكطرفه
پنتاگون از رسانه ها » تقليل دهد و حكم به برائت رسانه ها صادر كند!
2 ـ واقعيت اينست كه آنچه رسانه هاي آمريكا از جنگ در عراق گفته اند
معجوني از پنهانكاري
فريبكاري و دروغ پردازي است . اكنون
مدتهاست كه اخبار و گزارش هاي مربوط به كشته شدگان آمريكائي و عراقي ناشي از تداوم جنگ در عراق در رسانه ها منعكس نمي شوند
و درعين حال سعي بر اينست كه مسائل فرعي و داستانهاي تخيلي كه به كلي ساختگي هستند
جاي انعكاس فجايع عراق را بگيرند.
هنوز مردم آمريكا نمي دانند جنگ عراق با 700 ميليارد دلار هزينه براي آمريكا
به قتل عام 1
2 ميليون نفر عراقي
آوارگي 3
5
ميليون نفر و معلول و مجروح شدن 2
5 ميليون عراقي انجاميده و تمامي زيرساختهاي اقتصاد كلان
صفت و زندگي اجتماعي در عراق
را ويران ساخته است . بدين ترتيب
هدف و خط و جهت اصلي افشاگري نيويورك تايمز هم « سرپوش گذاشتن بر واقعيت هاي عيني
عراق و توجيه عملكرد رسانه هاي آمريكا در قبال جنگ است . »
3 ـ هدف اصلي اين گزارش باصطلاح افشاگرانه
ايجاد موجي فرعي و مهار شده براي جلوگيري از آگاهي بيشتر افكار عمومي آمريكا
نسبت به واقعيت هاي جنگ در عراق است كه به نظر مي رسد جمهوريخواهان و دمكراتها
شايد به يك اندازه در ايجاد و تداوم آن
مسئوليت دارند
چرا كه تجاوز نظامي آمريكا به عراق با آرا نمايندگان كنگره به تصويب رسيد و بودجه هاي نظامي درخواستي كاخ
سفيد بدون تغيير چندان محسوسي تاييد شد و بعضا با شروط نيم بند و فريبكارانه
مطابق خواسته هاي نومحافظه كاران تخصيص يافت .
بنابر اين
مراكز تصميم گيري و تصميم سازي آمريكا مجرمان اصلي اين پرونده هستند و با متهم ساختن چند ژنرال گمنام و
غيرمعروف
چهره هاي اصلي و متهمان واقعي اين پرونده در « حاشيه امن » قرار مي گيرند و از نظرها پنهان مي مانند. حتي در همين
چرخش اطلاعات هم
نيويورك تايمز طوري مسئله را به تصوير مي كشد كه گويا پنتاگون و كاخ سفيد زرنگي كرده اند
مديران رسانه ها هم
فريب خورده اند و ژنرالها هم بدون تاثيرپذيري از پنتاگون
نقطه نظرات خود را بيان كرده اند و معلوم نيست كه در اينجا چه كسي مقصر
است و جرم او چيست
چه كسي زيان ديده و علتش كدام است چه كسي سود برده و چرا غايب است !
اهداف
برنامه ها و شگردهاي نيويورك تايمز و ديگر دستهاي پنهان و آشكار در تداوم و توجيه جنايات جنگي آمريكا در عراق هرچه
باشد
افكار عمومي جهان در خارج از قلمرو تاثيرگذاري آمريكا و تاثيرپذيري از آمريكا و ترفند رسانه اي پنتاگون تحليل هاي جدي و
اطمينان بخشي از جنگ عراق دارد و آنرا يك تجاوز ظالمانه براي حضور نظامي در قلب دنياي اسلام
قتل عام مسلمانان و تلاش براي
سلطه بر منابع نفتي و غارت آن ارزيابي مي كند و « نظام سلطه » در امريكا را مسئول اصلي اين جنايات مي شناسد و معتقد است
جمهوريخواهان و دمكرات هاي آمريكا همگي در اين فجايع دست دارند و بايد پاسخگو باشند.

|