
به مناسبت روز ملي خليج فارس
خليج فارس و نام پرتوافكن آن ميراث گرانسنگ ايرانيان باستان است . ميراثي كه ايرانيان آزاد انديش روزگار كهن براي فرزندان خود به
يادگار گذارده اند تا مايه فخر و مباهات نسلهاي بعدي باشد و ايرانيان همواره به خاطر آورند كه نمادهاي ميهني و ملي آنان كه با پوششي
از باورهاي ژرف ديني و الهي مزين و متبرك شده است
در هميشه تاريخ موجب باليدن آنان بوده و خواهد بود.
آبراهي است كه در امتداد درياي عمان و در ميان ايران و شبه جزيره عربستان ) Persian Gulf ( خليج فارس يا خليج پارس (به انگليسي :
قرار دارد . مساحت آن 233000 كيلومتر مربع است
و پس از خليج مكزيك و خليج هودسن سومين خليج بزرگ جهان به شمار مي آيد .
خليج فارس از شرق از طريق تنگه هرمز و درياي عمان به اقيانوس هند و درياي عرب راه دارد
و از غرب به دلتاي رودخانه اروندرود
كه
حاصل پيوند دو رودخانه دجله و فرات و الحاق رود كارون به آن است
ختم مي شود.
كشورهاي ايران
عمان
عراق
عربستان سعودي
كويت
امارات متحده عربي
قطر و بحرين در مجاورت خليج فارس هستند.
به دليل وجود منابع سرشار نفت و گاز در خليج فارس و سواحل آن
اين آبراهه در سطح بين الملي منطقه اي مهم و راهبردي بشمار
مي آيد.
ويژگي هاي خليج فارس
زمين شناسان معتقدند كه در حدود پانصدهزار سال پيش
صورت اوليه خليج فارس در كنار دشت هاي جنوبي ايران تشكيل شد و به
مرور زمان
بر اثر تغيير و تحول در ساختار دروني و بيروني زمين
شكل ثابت كنوني خود را يافت .
اين خليج توسط تنگه هرمز به درياي عمان و از طريق آن به درياهاي آزاد مرتبط است . جزاير مهم آن عبارت اند از : بحرين
قشم
كيش
خارك
ابوموسي
تنب بزرگ
تنب كوچك و لاوان كه تمامي آنها بجز بحرين به ايران تعلق دارد.
خليج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسير انتقال نفت كشورهاي ايران
عراق
كويت
عربستان و امارات متحده
عربي است
و به همين دليل
منطقه اي مهم و راهبردي به شمار مي آيد. بندرهاي مهمي در حاشيه خليج فارس وجود دارد كه از آنها
مي توان بندرعباس
بوشهر
بندرلنگه و بندر ماهشهر در ايران
و شارجه
دوبي و ابوظبي را در امارات متحده عربي نام برد.
نام خليج فارس
خليج فارس نامي است به جاي مانده از كهن ترين منابع
زيرا كه از سده هاي پيش از ميلاد سر برآورده است
و با پارس و فارس ـ نام
سرزمين ملت ايران ـ گره خورده است . در سالهاي اخير نام خليج عربي نيز در برخي منابع بطور محدود بكار رفته است .كه البته اين نام
كاملا جعلي و دروغين است .و نام خليج فارس تا ابد فارس خواهد ماند.
از ديدگاه حقوق بين الملل
سازمان ملل متحد در چندين نوبت در بيانيه ها
اصلاحيه ها و مصوبه هاي گوناگون و با انتشار نقشه هاي رسمي
نه تنها بر رسمي بودن
نام « خليج فارس » تاكيد كرده
بلكه از هيات هاي بين المللي خواسته كه در مكاتبات رسمي به ويژه در اسناد سازمان ملل از نام كامل « خليج
فارس » استفاده نمايند.
ليست اسناد سازمان ملل درباره نام « خليج فارس »
سند شماره 61 نشست بيست و سوم سازمان ملل متحد در وين (8 تا 15 فروردين 1385 ) با عنوان « رسميت تاريخي
جغرافيايي و
حقوقي نام خليج فارس »
2 در تاريخ 27 مرداد 1373 Add . 29 ST
CS
SER . A
سند
2
8
45 در تاريخ 19 مرداد 1363 UNLA قطعنامه
در تاريخ 14 اسفند 1349
Qen 311 UNAD قطعنامه
نقشه رسمي كميسيون اقتصادي و اجتماعي غرب آسيا
شماره 3978 چاپ سازمان ملل (شهريور 1386 )
نقشه رسمي ايران
شماره 3891 چاپ سازمان ملل (دي ماه 1383 )
نقشه رسمي غرب آسيا
شماره 3978 چاپ سازمان ملل (آبان 1377 )
در دوران باستان
قدمت خليج فارس با همين نام چندان ديرينه است كه عده اي معتقدند خليج فارس گهواره تمدن عالم يا خاستگاه نوع بشر است .
ساكنان باستاني اين منطقه
نخستين انسان هايي بودند كه روش دريانوردي را آموخته و كشتي اختراع كرده و شرق و غرب را به يكديگر
پيوند داده اند.
دوران هخامنشي
دريانوردي ايرانيان در خليج فارس
قريب پانصد سال پيش از ميلاد مسيح و در دوران سلطنت داريوش اول آغاز شد. داريوش بزرگ
نخستين ناوگان دريايي جهان را به وجود آورد. كشتي هاي او طول رودخانه سند را تا كرانه اقيانوس هند و درياي عمان و خليج فارس
پيمودند
و سپس شبه جزيره عربستان را دور زده و تا انتهاي درياي سرخ كنوني رسيدند. او براي نخستين بار در محل كنوني كانال سوئز
فرمان كندن كانالي را داد و كشتي هايش از طريق همين كانال به درياي مديترانه راه يافتند. در كتيبه اي كه در محل اين كانال به دست آمده
نوشته شده است :
« من پارسي هستم . از پارس مصر را گشودم . من فرمان كندن اين كانال را داده ام از رودي كه از مصر روان است به دريايي كه از پارس آيد
پس اين جوي كنده شد چنان كه فرمان داده ام و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به پارس چنان كه خواست من بود. »
سفرنامه فيثاغورث 570 قبل از ميلاد تا سال 1337 در تمام منابع مكتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت
شده است .
در دوره داريوش دوم ناوگاني ايراني به رهبري سردار صداسپ ماموريت يافت تا جهان را دور بزند. وي عازم درياي مديترانه و
سواحل شنقيط (موريتاني ) تا نزديك اشانتي و سواحل بنين پيش رفتند ولي در اثر برخورد با اقوام وحشي سفر را ناتمام كذاشتند.
داريوش در اين كتيبه از خليج فارس به نام « دريايي كه از پارس مي آيد » نام برده است . در كتاب اوستا اگرچه از نام خليج فارس بطور
صريح نام برده نشده اما در مهر يشت در مبحث مهر يا ميترا اشاره اي نيز به اروندرود شده است كه در آن دوره ارونگ گفته مي شده است :
دارنده دشت هاي فراخ و اسب هاي تيزرو كه از سخن راستين آگاه است و پهلواني است خوش اندام و نبرد آزما
داراي هزار گوش و هزار
چشم و هزار چستي و چالاكي ياد شده
كسي است كه جنگ و پيروزي با اوست
هرگز نمي خسبد
هرگز فريب نمي خورد
اگر كسي با او
پيمان شكند خواه در شرق هندوستان باشد يا بر دهنه شط ارنگ
از ناوك او گريز ندارد
او نخستين ايزد معنوي است كه پيش از طلوع
خورشيد فنا ناپذير تيز اسب بر بالاي كوه هرا برمي آيد و از آن جايگاه بلند سراسر منزلگاه هاي آريايي را مي نگرد.
در ميان يونانيان باستان
يوناني هاي باستان اين خليج را « پرسيكوس سينوس » يا « سينوس پرسيكوس » كه همان خليج فارس است
ناميدند. از آنجا كه اين نام
براي نخستين بار در منابع درست و معتبر تاريخي كه غير ايرانيان نوشته اند آمده است
هيچ گونه شائبه نژادي در وضع آن وجود ندارد.
چنان كه يونانيان بودند كه نخستين بار
سرزمين ايران را نيز « پارسه » و « پرسپوليس » يعني شهر يا كشور پارسيان ناميدند. استرابن
جغرافيدان سده نخست ميلادي نيز به كرات در كتاب خود از خليج فارس نام برده است . وي محل سكونت اعراب را بين درياي سرخ و
خليج فارس عنوان مي كند. همچنين فلاريوس آريانوس مورخ ديگر يوناني در كتاب تاريخ سفرهاي جنگي اسكندر از اين خليج به نام
« پرسيكون كيت » كه چيزي جز خليج فارس
نيست نام مي برد.
البته جست وجو در سفرنامه ها يا كتاب هاي تاريخي بر حجم سندهاي خدشه ناپذيري كه خليج فارس را « خليج فارس » گفته اند
مي افزايد. اين منطقه آبي همواره براي ايرانيان كه صاحب حكومت مقتدر بوده اند و امپراتوري آن در سده هاي متوالي بسيار گسترده بود
هم از نظر اقتصادي و هم از نظر نظامي اهميت خارق العاده اي داشت . آن ها از اين طريق مي توانستند با كشتي هاي خود به درياي بزرگ
دسترسي پيدا كنند و به هدف هاي اقتصادي و نظامي دست يابند.
در سده هاي اخير
تا قرن 19 ميلادي
تقريبا در تمامي اسناد موجود
اين آبراهه در فارسي با نام خليج فارس يا درياي فارس
در عربي با نام هاي الخليج
الفارسي يا بحرالفارسي يا بحرالعجم
و در زبان هاي اروپايي با نام هاي
ناميده مي شده است . Golfo di Persia
و Persische Golf
Sinus Persicus
Persian Gulf مانند
در بازه زماني كوتاهي در قرن 17 ميلادي
در اسناد بريتانيايي از اين آبراهه با عنوان خليج بصره نام برده شده بود كه حكايت از اهميت
بصره در تجارت آن دوران داشته است . احتمالا از آنجاييكه بصره در كنار خليج فارس واقع نشده
استفاده از اين نام پس از مدت كوتاهي
متوقف شد.
در زبان عربي
خليج فارس با نام بحر فارس مشخص شده است آثار عرب زبان نيز بهترين و غني ترين منابعي هستند كه براي شناسايي و توجيه
كيفيت تسميه اين دريا مي تواند در اين بررسي مورد استفاده قرار گيرد . در تمام منابع عربي تا قبل از سال 1337 خليج فارس با نام بحر
فارس و يا خليج فارس ثبت شده است در اين منابع و آثار از درياي فارس و چگونگي آن بيش از آثار فرهنگي موجود در هر زبان ديگري
گفت و گو شده است . در آثار ابن بطوطه
حمدالله مستوفي
ياقوت حموي
حمزه اصفهاني
ناصرخسرو قبادياني
ابوريحان بيروني
ابن بلخي و ديگراني كه اكثر آنان كتاب هاي خود را به زبان عربي نيز نوشته اند
و همچنين در آثار نويسندگان جديد عرب از نام « خليج
فارس » بدون كم و كاست ياد شده است .
پس از اسلام نيز آن زمان كه واژه سازي و رويا پردازي براي خلق اسامي مجعول عاري از قبح نشده و جز سنتهاي سياست پيشگان و
عوامل آنان در نيامده بود
جملگي علماي غيرايراني و حتي دانشمندان عرب مانند « شهاب الدين النويري » و « ابن حوقل النصيبي
بغدادي » كه نام خليج فارس را همراه با نقشه آن بگونه اي مستند مشخص كرده است
با حفظ حرمت قلم
تشكيك در نام اين دريا را حتي
در ذهن خود خطور ندادند و پايبندي به صداقت و راست انديشي را از خود به يادگار گذاردند. اما شيفتگي قدرت و نشئگي شهرت و
اقتضاي زمانه
جايگزين صداقت و درست گفتاري شد و در واقع نام جعلي خليج عربي براي بار نخست از سوي « عبدالكريم قاسم »
رييس جمهوري اسبق عراق عنوان شد و با روياپردازي اعراب را به فرزين بندي در مقابل ايرانيان فرا خواند و اين افكار بچه گانه پس از
پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران با تحريك امپرياليسم جهاني و دشمنان اسلام پررنگ تر گرديد.
از دوره جمال عبدالناصر رئيس جمهور پيشين مصر نيز
به تشويق او و اوجگيري تعصب عربي
رسما كشورهاي عربي نام تاريخي
خليج فارس را در رسانه ها و كتب رسمي عربي تغيير دادند.
بحر فارس
بحر فارس نامي است كه عرب ها در قرون اوليه اسلام بجاي درياي پارس بكار مي بردند و اين مفهوم شامل خليج فارس و درياي عرب
نيز مي شد ولي در قرنهاي اخير تنها به پهنه آبي كه شامل تنگه هرمز تا دهانه اروند رود مي شود و بجاي بحر فارس خليج فارس مي گفتند
تا اينكه از سال 1337 بدنبال يك فراخوان از سوي رهبران قوم پرست در اتحاديه عرب مقرر شد كه خليج فارس را خليج عربي بنامند و
اكنون اين نام جديد در 22 كشور عربي بكار مي رود و در بعضي از رسانه هاي غربي نيز اين نام جديد بكار گرفته مي شود . كه اين امر
اعتراض شديد ايرانيان را برانگيخته است . ايرانيان بر اين باور هستند كه نام جديد جعلي و با انگيزه سياسي و از روي تعصب قومي بكار
مي رود و همچنان نام تاريخي خليج فارس بايد استفاده شود.
سابقه تغيير نام خليج فارس
درباره نام خليج فارس تا اوايل دهه 1340 هيچ گونه بحث و جدلي در ميان نبوده و در تمام منابع اروپايي و آسيايي و آمريكايي و
دانشنامه ها و نقشه هاي جغرافيايي اين كشورها نام خليج فارس در تمام زبان ها به همين نام ذكر شده است .
اصطلاح « خليج عربي » براي نخستين بار در دوره تحت قيمومت شيخ نشين هاي خليج فارس توسط كارگزاران انگليس و بطور ويژه از
طرف يكي از نمايندگان سياسي انگليس مقيم در خليج فارس به نام رودريك اوون در كتابي بنام حبابهاي طلايي در خليج عربي در سال
1337 نوشت كه « من در تمام كتب و نقشه هاي جغرافيايي نامي غير از خليج فارس نديده بودم ولي در چند سال اقامت در سواحل خليج
فارس متوجه شدم كه ساكنان ساحل عرب هستند بنابر اين ادب حكم مي كند كه اين خليج را عربي بناميم » وي و فرد ديگري بنام سر
چارلز بلگريو به قصد تفرقه بين ايران و كشورهاي عرب اين موضوع را مطرح كردند.
سر چارلز بلگريو كه بيش از 30 سال نماينده سياسي و كارگزار دولت انگليس در خليج فارس بوده است
بعد از مراجعت به انگلستان
در سال 1345 كتابي درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر كرد و در آن نوشت كه « عرب ترجيح مي دهند خليج فارس را خليج عربي
بنامند » .
بلافاصله پس از انتشار كتاب سرچارلز بلگريو كه نام قبلي سواحل جنوبي خليج فارس يعني « ساحل دزدان » را بر روي كتاب خود نهاده
اصطلاح « الخليج العربي » در مطبوعات كشورهاي عربي رواج پيدا كرده و در مكاتبات رسمي به زبان انگليسي نيز اصطلاح « عربين
گولف » جايگزين اصطلاح معمول و رايج قديمي « پرشين گولف » شد.
نظر قوم گرايان افراطي عرب
در بيست سال گذشته
مقالات و كتاب هايي كه در دفاع از تغيير نام خليج فارس در همين كشورهاي جديدالتاسيس
منتشر شده
بر سه
موضوع استوار است :
در سال 1141 « كارستن نيبور » نوشته است : سواحل خليج فارس تابع دولت ايران نيست ! .
« رودريك اوون » در كتاب « حباب هاي طلايي در خليج عربي » نوشته است : در همه نقشه هايي كه ديده ام
خليج فارس در آنها ثبت شده
اما من با زندگي در بحرين دريافتم كه ساكنان دو سوي اين دريا عرب هستند
پس ادب حكم مي كند كه اين دريا را « خليج عربي » بناميم » .
كشورهاي عربي بيشتر از ايران هستند.
فقط ايراني ها آن آبراه را خليج فارس مي نامند!
خليج انگليسي و خليج آمريكايي
انگليس ها نخستين عاملان كاشته شدن اين تخم نفاق بودند زيرا از قديم در صدد بودند كه خليج فارس را تبديل به يك درياي انگليسي
كنند . بعدها در دهه 1360 آمريكايي ها هم به پيروي از آن ها از تبديل خليج فارس به خليج آمريكايي سخن گفتند . از نظر آمريكايي ها و
اروپايي ها اين منطقه « شريان حياتي غرب » در منطقه « استراتژيك غربي » و « حوزه منافع ويژه » است
لذا اگر قادر باشند خليج فارس را به
طور مستقيم يا غير مستقيم تحت تسلط خود در مي آورند.
تلاش هاي دولت ايران در برابر تغيير نام
ايران در روز 13 مرداد سال 1337 به دليل تغيير نام خليج فارس به خليج عربي از سوي عراق و برخي ديگر از كشورهاي عربي و
انگليس اعتراض خود را به دولت جديد عراق به رهبري قاسم كه با يك كودتاي نظامي بر سر كار آمده بود و تمايل به حركت هاي آزادي
خواهانه مصر به رهبري جمال عبدالناصر داشت
اعلام كرد.
همچنين دولت ايران در همان زمان در برابر اين نام مجعول واكنش نشان داد و گمرك و پست ايران از قبول محموله هايي كه به جاي
خليج فارس نام خليج عربي بر روي آن نوشته شده بود
خودداري كرد. ايران همچنين در مجامع و كنفرانس هاي بين المللي نيز در صورت
به كار بردن اين اصطلاح ساختگي از سوي نمايندگان كشورهاي عرب واكنش نشان مي داد. در اين زمان بعضي از كشورهاي عربي حتي
اعتبار هنگفتي از محل درآمدهاي كلان نفتي خود در اختيار بعضي از ماموران سياسي در خارج مي گذاردند تا با تطميع مطبوعات
خارجي نام مجعول خليج عربي را به جاي خليج فارس رواج بدهند.
در نيمه نخست بهمن ماه سال 1370 خورشيدي سر ويراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراض هاي پياپي نمايندگان ايران در آن
سازمان به استفاده از نام ساختگي خليج عربي در اسناد اين سازمان از كاركنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ايران را هميشه در
نظر داشته باشند . كار به جايي رسيد كه در يازدهم شهريور سال 1371 هنگامي كه حيدر ابوبكر العطاس نخست وزير جمهوري يمن در
اجلاس سران جنبش عدم تعهد كه در جاكارتا پايتخت اندونزي برگزار مي شد
از نام ساختگي خليج عربي استفاده كرد
با اعتراض شديد
نمايندگان ايراني رو به رو شد. او سرانجام از نمايندگان ايران عذرخواهي كرد. و اين عمل را غير عمد خواند.
اما واقعيت مطلب اين است كه خليج فارس يك نام كهن تاريخي است كه از بدو تاريخ بر روي اين خليج گذاشته شده است و انگيزه
تلاش حساب شده اي كه براي تغيير اين نام به عمل مي آيد جز ايجاد فتنه و اختلاف بين كشورهاي اين منطقه نيست . همچنان كه ژان ژاك
پريني نويسنده كتاب خليج فارس اعتراف مي كند. « ملت ها و قوم هاي بسياري بر كرانه هاي خليج فارس استيلا يافته و فرمانروايي كرده اند
ولي روزگارشان سپري شده و منقرض شده اند. تنها قوم پارس است كه با هوش و درايت خود همچنان پا برجا زيسته و ميراث حاكميت
خود را تاكنون نگهداري كرده است . »
كشورهاي حوزه خليج فارس و جهان بايد نيك دريابند كه پاك نمودن حقيقت از تاريخ امري ناممكن است كه جهان سالها شاهد اينگونه
تلاش هاي ناممكن صهيونيسم جهاني در محو فلسطين بوده و هست . و اكنون و اين بار نيز بدانند كه روياي تازه و پريشان آنان هيچگاه
تعبير نخواهد شد چرا كه هر مرد و زن ايراني مقتدرانه از آبهاي نيلگون و نام خليج هميشه فارس حراست خواهد نمود.
منابع
Historical
Geographical and Legal Validity of the Name : PERSIAN 1 ـ
2006 April 4 March - 82 rd Session
23
Vienna
61 GULF
UN Working Paper No . -
Use of the term » Persian Gulf «
prepared by Editorial Control 2 ـ
24 2008
February
Accessed 1994 August . (18
UN New York
2
Add . 29 ) ST
CS
SER . A
-
3 ـ نقشه رسمي كميسيون اقتصادي و اجتماعي غرب آسيا
شماره 3978 سازمان ملل متحد
شهريور 1376
4 ـ نقشه رسمي ايران
شماره 3891 سازمان ملل متحد
5 ـ نقشه رسمي غرب آسيا
شماره سازمان ملل متحد
6 ـ خليج فارس . نوشته ناصر تكميل همايوني . انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي . تهران . شابك 5 ـ15 ـ5799 ـ.964 ص 109
7 ـ خليج فارس . نوشته ناصر تكميل همايوني . انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي . تهران . شابك 5 ـ15 ـ5799 ـ.964 ص 110
8 ـ همشهري آنلاين : بحران هويت در حاشيه جنوبي خليج فارس
9 ـ خليج فارس . نوشته ناصر تكميل همايوني . انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي . تهران . شابك 5 ـ15 ـ5799 ـ.964 ص 107
كتاب خليج فارس نامي كهن تر از تاريخ محمد عجم ـ انتشارات پارت ـ تهران 1383
خليج فارس نامي كهن تر از تاريخ و ميراث فرهنگي ـ محمد عجم
خليج فارس
پيروز مجتهدزاده
سايت بارتاب : بحران هويت و اميرنشين هاي بدون عرب
جغرافياي تاريخي خليج فارس ـ محمود طلوعي
كتاب خليج فارس نامي كهن تر از تاريخ محمد عجم ـ انتشارات پارت ـ تهران 1383
سازمان ملل متحد در چندين نوبت در بيانيه ها
اصلاحيه ها و مصوبه هاي گوناگون و با انتشار
رسمي
نه تنها بر رسمي بودن نام « خليج فارس » تاكيد كرده
بلكه از هيات هاي بين المللي Pliny Natural History 6 .69 -111 نقشه هاي
خواسته كه در مكاتبات رسمي به ويژه در اسناد سازمان ملل از نام كامل « خليج فارس » استفاده نمايند.
قدمت خليج فارس با همين نام چندان ديرينه است كه عده اي معتقدند خليج فارس گهواره تمدن عالم يا خاستگاه نوع بشر است . ساكنان
باستاني اين منطقه
نخستين انسان هايي بودند كه روش دريانوردي را آموخته و كشتي اختراع كرده و شرق و غرب را به يكديگر پيوند
داده اند.
يوناني هاي باستان اين خليج را « پرسيكوس سينوس » يا « سينوس پرسيكوس » كه همان خليج فارس است
ناميدند. از آنجا كه اين نام
براي نخستين بار در منابع درست و معتبر تاريخي كه غير ايرانيان نوشته اند آمده است
هيچ گونه شائبه نژادي در وضع آن وجود ندارد.
چنان كه يونانيان بودند كه نخستين بار
سرزمين ايران را نيز « پارسه » و « پرسپوليس » يعني شهر يا كشور پارسيان ناميدند.
استرابن جغرافيدان سده نخست ميلادي نيز به كرات در كتاب خود از خليج فارس نام برده است . وي محل سكونت اعراب را بين
درياي سرخ و خليج فارس عنوان مي كند. همچنين فلاريوس آريانوس مورخ ديگر يوناني در كتاب تاريخ سفرهاي جنگي اسكندر از اين
خليج به نام « پرسيكون كيت » كه چيزي جز خليج فارس
نيست نام مي برد.
در يازدهم شهريور سال 1371 هنگامي كه حيدر ابوبكر العطاس نخست وزير جمهوري يمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد كه در
جاكارتا پايتخت اندونزي برگزار مي شد
از نام ساختگي خليج عربي استفاده كرد
با اعتراض شديد نمايندگان ايراني رو به رو شد. او
سرانجام از نمايندگان ايران عذرخواهي كرد. و اين عمل را غير عمد خواند.

|