روزنامه جمهوري اسلامي 12/05/1387 صفحه سياسي

  • خاطرات تكان دهنده « ياسمينا »
  • « مزارع شبعا » تفكيك ناپذير از لبنان
  • *****
    خاطرات تكان دهنده « ياسمينا »




  • به مناسبت دستگيري رادوان كارادجيج « سلاخ سربرنيتسا »
    وقوع جنگ براي « ياسمينا » شبيه يك شوخي به نظر مي رسيد . آن زمان وي فقط 19 سال سن داشت در روياي تبديل شدن به يك اقتصاددان به سر مي برد و با پسر نوپا و دختر نوزادش بازي مي كرد گويي آنها اسباب بازي بودند . اما در فروردين 1371 سربازان صرب شهر وي « بيجلجينا » واقع در شمال بوسني نزديك مرز صربستان را تصرف كردند و در يك طرح وحشيانه پاكسازي نژادي شروع به كشتار و شكنجه مسلمانان كردند.
    ياسمينا مي گويد : « كل يك خانواده در طول شب ناپديد مي شدند. گاهي اوقات ما مي توانستيم اجسادشان را در باغ ها پيدا كنيم و گاهي حتي اجساد آنها نيز پيدا نمي شد. » وي مي افزايد : « مرداني از خانواده ام همان روز اول مضروب شدند...مادرم ناپديد شد. من هرگز نفهميدم چه چيزي اتفاق افتاد. »
    شبه نظاميان وفادار به « آركان » ـ ملي گراي افراطي كه بعدها به خاطر جناياتش عليه بشريت محاكمه شد ـ به خانه ياسمينا و شوهرش يورش بردند و خانه را براي يافتن اشياي قيمتي و سلاح زير و رو كردند. زماني كه هيچ سلاحي در خانه نيافتند شروع به كتك زدن شوهر ياسمينا كردند. ياسمينا مي گويد : « سپس آنها به شكنجه من پرداختند. از هوش رفتم . زماني كه به هوش آمدم خود را كاملا عريان و خون آلود يافتم خواهرشوهرم نيز عريان افتاده بود... مي دانستم هر دو مورد تجاوز قرار گرفته ايم . » وي در گوشه اي مادرشوهرش را ديد كه بچه اش را نگه داشته و گريه مي كند.
    ياسمينا ادامه مي دهد : « همان روز ما در خانه مان حبس شديم اين بدترين چيز ممكن بود بدترين دوره عمرم و بدبختي ها از همان موقع آغاز شد . » اين زن مسلمان با يادآوري رفتارهاي حيواني سربازان صرب با خودش و 10 زن ديگر مي گويد : « هر روز مورد تجاوز قرار مي گرفتيم . آنها ما را براي سربازان به خط مقدم مي بردند تا شكنجه مان بدهند. سپس اين رفتارها در خانه و مقابل چشم كودكان تكرار مي شد. »
    وي در ادامه مي گويد : « در چنين شرايط بدي گاهي اوقات حتي نمي توانستم كودكانم را تشخيص دهم . با وجود آنكه در شرايط جسماني بسيار بدي به سر مي بردم آنها اصلا رحم و مروت نداشتند. هر روز به من تعرض مي كردند. آنها من را پيش سربازان مي بردند و به آن خانه بازمي گرداندند. » وي مي افزايد : « تنها صحبت من با آنها اين بود كه التماس مي كردم چه زماني من را مي كشند. اما مي خنديدند و پاسخ مي دادند كه « ما به مرده شما نياز نداريم » .
    ياسمينا كه اكنون سنش بيش از يك زن 35 ساله به نظر مي رسد تعريف مي كند كه زماني در خط مقدم سربازان وي را شكنجه دادند و با يك بطري شكسته گلو و مچ دستش را بريدند و سپس سربازان با سرنيزه وي را آزار و اذيت كردند. « يك سال و هر روز اين رفتارها ادامه يافت ... همه زن ها نتوانستند جان سالم به در ببرند. »
    بنابر آمارهاي « سازمان امنيت و همكاري اروپا » ده ها هزار زن مسلمان بين سال هاي 1371 تا 1373 تحت فرمانروايي « رادوان كارادزيچ » در بوسني و ساير نقاط يوگسلاوي سابق مورد تجاوز قرار گرفتند.
    كارادزيچ مشهور به « سلاخ سربرنيتسا » چند روز پيش در حالي كه تغيير قيافه داده بود پس از سال ها فرار دستگير شد و اكنون با اتهام جنايات جنگي در دادگاه جنايي بين المللي روبروست . حدود چند هزار مرد مسلمان در شهر بوسنيايي « سربرنيتسا » در طول جنگ به دستور كارادزيچ رهبر صرب هاي بوسني قتل عام شدند.
    در سال 1372 ياسمينا با كمك يك فرد صرب كه از دوستان والدينش بود از خانه اي كه در آن نگهداري مي شد رهايي يافت . به ياسمينا گفته شد وي به عنوان يك روسپي به اين فرد صرب فروخته شده اما آشناي خانوادگي به ياسمينا گفت : " به خاطر والدينش وي را نجات داده است . » سپس اين فرد ياسمينا و كودكانش را به خط مقدم انتقال داد و توانست آنها را از ميان سربازان صرب به سمت مواضع نيروهاي بوسني بفرستد.
    ياسمنا مي گويد : « خيلي ضعيف شده بودم . فقط 45 كيلو وزن داشتم . بيش از يك كيلومتر هر دو كودك خود را حمل كردم تا به سمت نيروهاي بوسني برسم . » هرچند ياسمينا از خطر جسته بود اما آثار اين حادثه ناگوار در خاطر وي باقي مانده بود. وي مي افزايد : « احساس شرمساري مي كردم . مي خواستم بميرم يا به هر طريقي شده ناپديد شوم . نمي توانستم از كودكانم مراقبت كنم . توان و اراده از من سلب شده بود. » پزشكان به مداواي وي در يكي از مراكز نگهداري پناهندگان در حوالي شهر « توزلا » پرداختند. « آنها متوجه شدند كه من حامله هستم شش ماهه آبستن بودم و خود از آن بي خبر بودم . براي سقط جنين خيلي دير شده بود اما من گفتم كه اين بچه را نمي خواهم . »
    سرانجام پزشكان گفتند كه آنها مي توانند عمل سقط جنين را امتحان كنند اما اين عمل بسيار پرمخاطره اي بود كه در ميان هر 100 زن تنها احتمال زنده ماندن يك زن وجود داشت .
    ياسمينا با يادآوري اينكه در همان روزي كه وي عمل شد دختري 18 ساله در طول عمل مشابهي جان سپرد مي گويد : « به آنها (پزشكان ) التماس كردم كه من را عمل كنند و اين كار صورت گرفت . » چند ماه بعد شوهر ياسمينا توانست از يك اردوگاه در صربستان فرار كند و پيش وي برود. ياسمينا مي گويد : « لحظه بسيار دشواري براي من بود. حتي مطمئن نبودم كه مي خواهم شوهرم مرده باشد يا زنده . مي دانستم كه وي اطلاع دارد بر من چه گذشته است بنابراين وضعيت براي من خيلي خيلي مشكل بود. » وي ادامه مي دهد : « فكر مي كردم كه وي مي خواهد به خاطر آنچه اتفاق افتاده من را ترك كند و كودكانم را هم با خود ببرد. اما به من گفت كه نمي خواهد از من سئوالي بپرسد يا درباره وقايع وحشتناكي كه براي خودش سپري شده بود صحبتي كند. »
    به گفته ياسمينا وي از صحبت كردن با روان شناسان نيز عاجز بود و در سال 1374 براي اولين بار اقدام به خودكشي كرد . ياسمينا با بيان اينكه وي معتقد است خداوند به دلايلي وي را زنده نگه داشته مي گويد : « حال من هرگز ديگر خوب نخواهد شد. »
    وي از سال 1380 به همراه شوهر و فرزندانش در يك آپارتمان ساده در شهر سارايوو مركز بوسني و هرزگوين زندگي مي كند . ياسمينا مالك اين آپارتمان نيست و كل ملك بايد براساس توافقنامه صلح كه به جنگ بوسني خاتمه داد به مالكان قانوني اش بازگردانده شود. همين معاهده به پناهندگان و افراد بي خانمان ـ بيش از نيمي از مردم خانه هاي خود را در طول جنگ ترك كردند ـ اجازه مي دهد به خانه و كاشانه خود بازگردند. مسوولان مي گويند ياسمينا بايد به خانه بازسازي شده مادرشوهرش در « بيجلجينا » بازگردد. اما وي مي گويد هرگز به مكاني كه در آنجا 39 عضو خانواده خود را از دست داده و سرآغاز مصيبت هايش بوده باز نخواهد گشت .
    به گفته « آليسا موراتكائوس » رييس يك انجمن حامي ياسمينا و 1200 زن ديگر در سارايوو كه مورد تعدي صرب ها قرار گرفته اند اين زنان يك نگراني مشترك دارند. آليسا مي گويد : « بسياري از اعضاي ما بايد با واقعيات بازگشت به خانه خود دسته و پنجه نرم كنند. همه آنها قادر نيستند از نظر رواني به مناطقي بازگردند كه در آنجا با چنين نقض شديد حقوق بشر مواجه بوده اند. » وي مي افزايد : « هيچ زن تعرض شده اي به خانه پيش از جنگ خود بازنگشته است چرا كه درخواست از آنها براي بازگشت به خانه در حالي كه هنوز جنايتكاران و شكنجه دهندگان آزادانه در آن مناطق زندگي مي كنند اقدامي غيراخلاقي و غيرانساني است . »
    ياسمينا مي گويد : « نمي خواهم بچه هايم را به « بيجلجينا » ببرم . به فرزندانم گفته ام زماني كه من مردم استخوان هايم را هم به « بيجلجينا » نفرستند. نمي خواهم چيزي درباره « بيجلجينا » بشنوم . اين شهر ديگر براي من وجود ندارد. »
    بنابر آمارهاي « سازمان امنيت و همكاري اروپا » ده ها هزار زن مسلمان بين سال هاي 1371 تا 1373 تحت فرمانروايي « رادوان كارادزيچ » در بوسني و ساير نقاط يوگسلاوي سابق مورد تجاوز قرار گرفتند
    به گفته « آليسا موراتكائوس » رييس يك انجمن حامي ياسمينا و 1200 زن ديگر در سارايوو كه مورد تعدي صرب ها قرار گرفته اند
    اين زنان يك نگراني مشترك دارند همه آنها قادر نيستند از نظر رواني به مناطقي بازگردند كه در آنجا با چنين نقض شديد حقوق بشر مواجه بوده اند. »
    « هيچ زن تعرض شده اي به خانه پيش از جنگ خود بازنگشته است چرا كه درخواست از آنها براي بازگشت به خانه در حالي كه هنوز جنايتكاران و شكنجه دهندگان آزادانه در آن مناطق زندگي مي كنند اقدامي غيراخلاقي و غيرانساني است . »
    ياسمينا : به فرزندانم گفته ام زماني كه من مردم استخوان هايم را هم به « بيجلجينا » نفرستند. نمي خواهم چيزي درباره « بيجلجينا » بشنوم . اين شهر ديگر براي من وجود ندارد. »

  • *****
    « مزارع شبعا » تفكيك ناپذير از لبنان


  • مزارع شبعا به وسعت 36 كيلومتر مربع در شرقي ترين منطقه جنوب لبنان واقع شده است . اين منطقه از قله كوه حرمون در رشته كوه بلنديهاي جبل الشيخ اشغالي لبنان شروع و به مرز فلسطين اشغالي در منطقه بانياس منتهي مي شود. در شرق اين كشتزارها دره وادي العسل واقع شده است و آن از غرب نيز به روستاي قچري منتهي مي شود. اين كشتزارها در منطقه اي كوهپايه اي واقع شده است . وجود منابع بسيار غني آب و زمينهاي بسيار حاصلخيز شرايط مناسبي را براي توليد انواع محصولات كشاورزي در اين منطقه فراهم كرده است به گونه اي كه زمين شناسان معتقدند اين منطقه بر روي درياچه اي زيرزميني واقع شده است و در مجموع كشتزارهاي شبعا منطقه كشاورزي است كه روستاهايي با جمعيت 500 تا 200 خانوار تشكيل دهنده تركيب جمعيتي آن است .
    مزارع شبعا از لحاظ موقعيت استراتژيك نظامي سياسي نيز با واقع شدن بين سه كشور از موقعيت بسيار راهبردي برخوداراست . مزارع شبعا از شرق و شمال شرق با سوريه از شمال غرب به لبنان و از جنوب هم در همسايگي فلسطين اشغالي است و در 16 كيلومتري مزارع شبعا نيز كشور اردن واقع شده است . اين منطقه كه بعد از آزاد سازي جنوب لبنان از اشغال نظاميان رژيم صهيونيستي همچنان دراشغال اين رژيم قرار دارد بعد از فرونشستن بحران سياسي 18 ماهه اين كشور و انتخاب ميشل سليمان به سمت رياست جمهوري زماني مطرح شد كه وزيرامور خارجه انگليس براي تبريك به ميشل سليمان به بيروت سفر كرده بود.
    وزير امورخارجه انگليس در ديدار با ميشل سليمان از رئيس جمهور لبنان خواست تا اسناد مالكيت اين اراضي را به سازمان ملل متحد ارائه كند اين در حالي بود كه لبنان در سال 1379 و در زمان عقب نشيني رژيم صهيونيستي از جنوب لبنان اسناد مالكيت اين كشتزارها را به سازمان ملل متحد ارائه كرده بود.
    بحث عقب نشيني رژيم صهيونيستي از مزارع شبعا در مذاكرات چند ساعته رايس وزير امور خارجه آمريكا در سفر اخيرش به لبنان با مقامات لبناني هم بار ديگر مطرح شد. وي دراين مذاكرات طرح واگذاري اين اراضي به سازمان ملل متحد را مطرح كرده بود.
    « امين حطيط » كارشناس مسائل راهبردي با استراتژيك خواندن اين منطقه معتقد است : رژيم صهيونيستي از چند جهت منطقه استراتژيك شبعا را در اشتغال خود قرار داده است . اين رژيم از يك سو قصد دارد تا از كشتزارهاي شبعا به عنوان اهرم فشار براي مذاكره با لبنان استفاده كند تا اهداف و منافع خود را در لبنان كسب كند . اين درحالي است كه در قطعنامه 425 بر خروج رژيم صهيونيستي تاكيد شده است و هيچ بحثي ازمذاكره براي خروج از اين مزارع مطرح نيست اما از بعد نظامي شبعا براي اسرائيل يك منطقه استراتژيك محسوب مي شود چرا كه با سيطره بر اين منطقه حضور خود را در جولان مي تواند حفظ كرده و تداوم بخشد.
    اين كارشناس افزود : رژيم صهيونيستي قصد عقب نشيني از بلنديهاي جولان را ندارد چراكه اگر كشتزارهاي شبعا را از دست بدهد در حقيقت توان دفاعي او در شرق و شمال اين كشتزار در جولان به شدت تضعيف خواهد شد در نتيجه اين رژيم براي ادامه اشغال جولان به ادامه اشغال شبعا نياز دارد. ضمن اينكه رژيم صهيونيستي با اشغال شبعا بر تعداد زيادي از بلنديهاي سوق الجيشي جنوب شرقي لبنان اشراف دارد و اگر اين رژيم مجبور به عقب نشيني از شبعا و جولان شود بخشهاي زيادي از مناطق صهيونيست نشين از نظر نظامي تحت اشراف نيروهاي لبناني و سوري قرار مي گيرد كه صهيونيستها آنها را دشمن مي دانند.
    به گفته « امين حطيط » رژيم صهيونيستي به سه علت كشتزارهاي شبعا را همچنان تحت اشغال خود دارد نخست آنكه از آن براي اهرم فشاري به منظور مذاكره سياسي با لبنان استفاده كند دوم آنكه از منابع سرشار آبهاي زيرزميني آن بهره مند شود و در نهايت براي تامين نيازهاي نظامي خود در بخشهاي وسيعي از لبنان و بلنديهاي جولان همچنان اين مزارع را در اشغال نگاه داشته است .
    وي با اشاره به طرح برخي مباحث در خصوص واگذاري قيموميت كشتزارهاي شبعا به سازمان ملل متحد گفت : آزادسازي به مفهوم قانوني و نظامي بازگرداندن سرزمين تحت اشغال به سرزمين مادري است و مفهوم آزادي آن است كه همه كشتزارهاي شبعا به لبنان بازگردد اما آنچه در رسانه هاي ارتباط جمعي گفته مي شود آزادسازي نيست .
    به اعتقاد اين كارشناس مسائل استراتژيك طرح رژيم صهيونيستي براي مزارع شبعا به هيچ وجه آزاد سازي اين اراضي نيست برخلاف آنچه كه از سوي آمريكا و برخي محافل عربي عنوان شده است اين رژيم اصلا در صدد آزادسازي اراضي لبنان نيست . او با اشاره به سابقه مذاكرات انجام شده براي آزادسازي مزارع شبعا افزود : اين منطقه از زمان امين جميل رئيس جمهور وقت در سال 1362 و يكي از سران كنوني جريان حاكم در مذاكرات براي آزادسازي جنوب لبنان تقريبا فراموش شد و در مذاكرات سال 1978 نيز هيچ اشاره اي به مزارع شبعا نشد و به عنوان حق رژيم صهيونيستي شناخته شد. حتي در گفتگوهاي ملي لبنان جريان حاكم با لبناني بودن اين مزارع نيز مخالفت كرد تا مشروعيت سلاح مقاومت را زير سئوال ببرد اما پس از تسليم اسناد و مدارك قانوني مبني بر لبناني بودن اين كشتزارها همگان ناچار شدند تا به لبناني بودن اين اراضي اعتراف كنند و اين مهم فقط در سايه مقاومت محقق شد. اين بدان معناست كه مزارع شبعا تحت اشغال است و حفظ سلاح مقاومت ضروري است .
    حطيط همچنين با تاكيد بر لزوم حفظ سلاح مقاومت گفت : رژيم صهيونيستي و حاميان داخلي و غربي آن با سلاح مقاومت دشمني دارند و مي خواهند آنرا از بين ببرند از همين رو طرح نيمه راه را مطرح كرده اند. نظاميان اشغالگر از شبعا خارج شوند اما اين منطقه به حاكميت لبنان در نيايد چون وجود نيروهاي سازمان ملل در كشتزارهاي شبعا هيچ ضرري براي رژيم صهيونيستي نخواهد داشت چرا كه نيروهاي بين المللي اسپانيا و فرانسوي هستند كه وارد منطقه خواهند شد و نه ارتش لبنان بنابراين اين منطقه همچنان آزاد شده نخواهد بود.
    امين حطيط تاكيد كرد : سرنوشت سلاح مقاومت تا سال 1379 با اشغالگري ارتباط داشت و بعد از عقب نشيني نظاميان اين رژيم درسال 1379 همگان گمان مي كردند اسرائيل ديگر به لبنان حمله نخواهد كرد اما با تجاوز اين رژيم در سال 1386 و شكست تاريخي آن از مقاومت ديگر حفظ سلاح مقاومت از اشغال اراضي فراتر رفت . نظاميان رژيم صهيونيستي قصد داشتند در سال 1386 همه جنوب لبنان را بارديگر اشغال كنند و در شهرهاي نبطيه و صيدا مستقر شوند و از اين پس سلاح مقاومت نقش رويارويي و دفاع از ميهن پيدا كرد و وظيفه آن از آزادسازي به نقش دفاعي تغيير كرد. اين در حالي است كه برخي تلاش مي كنند تا وظيفه مقاومت را تمام شده تلقي كنند اما همه گروههاي ملي لبنان و كساني كه كشور برايشان اهميت دارد به سلاح مقاومت پايبند هستند زيرا سلاح مقاومت تنها نيروي بازدارنده دربرابر زياده خواهي هاي رژيم صهيونيستي در خاورميانه است و تا زماني كه تهديدات اين رژيم وجود دارد سلاح مقاومت نيز مشروعيت دارد.
    اين كارشناس مسائل راهبردي معتقد است : در مجموع چه مزارع شبعا بطور كامل آزاد شود و تحت حاكميت دولت قرار بگيرد و چه نيروهاي سازمان ملل متحد در آن مستقر شوند هيچ تاثيري در سلاح مقاومت نخواهد داشت و بعد از آزادسازي شبعا معادلات داخلي لبنان تغيير خواهد كرد اما به نفع سلاح مقاومت زيرا همه مي دانند كه اين سلاح مقاومت بود كه اسرائيل را وادار به عقب نشيني كرد.
    « حسن عزالدين » مسئول حزب الله در جنوب لبنان هم آزادسازي جنوب از اشغال رژيم صهيونيستي را از اهداف راهبردي مقاومت دانست و گفت : خروج اشغالگران از اراضي شبعا پيروزي جديدي براي مقاومت است و اگر مقاومت نبود اسرائيل هرگز به فكر عقب نشيني از اراضي اشغالي نمي افتاد.
    وي افزود : واگذاري قيموميت كشتزارهاي شبعا به سازمان ملل متحد به مفهوم آزادسازي سرزمين نيست و مقاومت تلاش مي كند تا حاكميت لبنان بر همه كشور گسترش يابد و ملت لبنان از يك وجب از خاك خود دست نخواهد كشيد.
    عزالدين با اشاره به برخي مباحث مطرح شده مبني بر اينكه در صورت آزادسازي اراضي شبعا حفظ سلاح مقاومت ديگر توجيحي نخواهد داشت گفت : سرنوشت سلاح مقاومت هيچ ارتباطي با خروج اسرائيل و واگذاري آن به سازمان ملل ندارد. وجود رژيم صهيونيستي در مرز لبنان خطر دائمي براي لبنان و امنيت و ثبات لبنان است و مسئوليت سلاح مقاومت دفاع از لبنان در برابر همه اين تهديدها است و تا زماني كه حفظ اسرئيل و موجوديت آن ضد لبنان ادامه دارد مقاومت يك نياز ملي است و ضرورتي راهبردي براي حمايت از اين كشور در برابر تهديدها و تجاوزگريهاي رژيم صهيونيستي است .
    عزالدين تاكيد كرد : كشتزارهاي شبعا از لحاظ نظامي امنيتي و اقتصادي اهميت راهبردي دارد و اهداف رژيم صهيونيستي از اشغال اين اراضي نيز راهبردي است چراكه وجود منابع زير سطحي آب در كنار موقعيت سوق الجيشي آن شرايطي را فراهم كرده كه اين رژيم همواره تلاش مي كند تا اين منطقه را در اختيار داشته باشد.